ضيافتى كه براى او ] « 21 » مهيا كردهام بيايد .
پنجم :
و ملك فرمود كه هامان را بخصوص عمل نمودن به سخن استر زود بياوريد . پس ملك و هامان به ضيافتى كه استر مهيا نموده بود آمدند .
ششم :
و در مجلس شراب ملك به استر گفت كه مسئلت تو چيست كه به تو داده شود و مطلب تو چيست كه تا نصف مملكت به جا آورده شود ؟
هفتم :
و استر در جواب گفت كه مسئلتم و مطلبم اين است .
هشتم :
كه اگر در نظر ملك التفات يافتم و اگر به ملك خوش آيد كه مسئلتم را به من عطا نمايد و مطلبم را به جا آورد ملك و هامان به ضيافتى كه از جهت ايشان مىكنم بيايند و فردا موافق امر ملك عمل خواهم نمود .
نهم :
و در آن روز هامان شادمان و خوشدل بيرون آمد اما به محض ديدن هامان مردخاى را به در دروازهء ملك كه از برايش برنخاسته حركتى نكرد به مردخاى به شدت غضبناك شد .
دهم :
نهايت هامان تحمل نمود و به خانهء خود آمد و فرستاده دوستان خود و زن خود « زرش » « 22 » را دعوت نمود .
يازدهم :
و هامان عزت مال خود و كثرت فرزندان خود و به هرچه كه ملك او را معظم مىداشت و چگونه او را از سروران و بندگان ملك برترى
هامش
( 21 ) - متن : « به ضيافتى كه امر در تجهيزش » . تصحيح از متن تورات ترجمهء فارسى .
( 22 ) - تصحيح از تورات . متن : « رزش » . زرش به فتح زاء و راء بر وزن زرك .