هامان و غيره كرده بودند به جهت هلاك نمودن يهودان به خزانهء ملك بسنجد خبر داد .
هشتم :
و مسودهء نسخهء فرمانى كه در شوشن به جهت استيصال يهوديان داده شده بود به او داد تا آنكه به استر نشان بدهد و او را مخبر سازد و امر نمايد كه به ملك برآمده و به او التماس نمايد و به جهت قوم خود در حضورش مسئلت نمايد .
نهم :
و هتاك آمده سخنان مردخاى را به استر اعلام نمود .
دهم :
و استر به هتاك متكلم شده و مأمور داشت كه به مردخاى بگويد .
يازدهم :
كه تمامى بندگان ملك با قوم كشورهاى ملك مىدانند كه هر مرد و زن كه بخواهد كه نزد ملك به حياط اندرونىاش داخل شود يك فرمانى است كه كشته شود . مگر آن كسى كه ملك به او عصاى زرين را بلند كند تا زنده بماند و من سى روز است كه خوانده نشدم بخصوص داخل شدن به ملك .
دوازدهم :
و سخنان استر را به مردخاى اعلام نمودند .
سيزدهم :
و مردخاى گفت كه به استر جواب بدهند كه به نفس خود گمان مبر كه در خانهء ملك از تمامى يهوديان همين تو خلاص شوى .
چهاردهم :
زيرا كه اگر تو در اين وقت حقيقة خاموش باشى و نجات و خلاص از جاى ديگر براى يهوديان به ظهور خواهد آمد تو و خانوادهء پدرت هلاك خواهيد شد و كه مىداند كه گويا تو به جهت مثل اين زمان به مملكت نزديك شدى .
پانزدهم :
و استر ديگر فرمود كه مردخاى را اين جواب بگوئيد .