تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
هامان و غيره كرده بودند به جهت هلاك نمودن يهودان به خزانهء ملك بسنجد خبر داد .

هشتم :

و مسودهء نسخهء فرمانى كه در شوشن به جهت استيصال يهوديان داده شده بود به او داد تا آن‌كه به استر نشان بدهد و او را مخبر سازد و امر نمايد كه به ملك برآمده و به او التماس نمايد و به جهت قوم خود در حضورش مسئلت نمايد .

نهم :

و هتاك آمده سخنان مردخاى را به استر اعلام نمود .

دهم :

و استر به هتاك متكلم شده و مأمور داشت كه به مردخاى بگويد .

يازدهم :

كه تمامى بندگان ملك با قوم كشورهاى ملك مىدانند كه هر مرد و زن كه بخواهد كه نزد ملك به حياط اندرونىاش داخل شود يك فرمانى است كه كشته شود . مگر آن كسى كه ملك به او عصاى زرين را بلند كند تا زنده بماند و من سى روز است كه خوانده نشدم بخصوص داخل شدن به ملك .

دوازدهم :

و سخنان استر را به مردخاى اعلام نمودند .

سيزدهم :

و مردخاى گفت كه به استر جواب بدهند كه به نفس خود گمان مبر كه در خانهء ملك از تمامى يهوديان همين تو خلاص شوى .

چهاردهم :

زيرا كه اگر تو در اين وقت حقيقة خاموش باشى و نجات و خلاص از جاى ديگر براى يهوديان به ظهور خواهد آمد تو و خانوادهء پدرت هلاك خواهيد شد و كه مىداند كه گويا تو به جهت مثل اين زمان به مملكت نزديك شدى .

پانزدهم :

و استر ديگر فرمود كه مردخاى را اين جواب بگوئيد .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 718 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى