تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
و شرح حال او از اين قرار است : در عهد سلطنت شاه سليمان صفوى ، حسين پاشا بن على پاشا والى بصره از عساكر سلطان محمد عثمانلو هراسان شده بگريخت و به هند رفت و اهل جزاير كه اعوان او بودند متفرق شدند و سيد نعمة الله جزايرى نيز در آن فترت به حويزه آمد و سيد على خان بن مولانا خلف والى حويزه با او روابط بسيار داشت و او را به اقامت حويزه تكليف نمود . حسب الاستخاره بنا را به انتقال به شوشتر و توطن در آنجا گذاشت و آن در ايام حكومت فتحعلى خان بود و فتحعلى خان بالطبع مربى اهل كمال و معتقد ارباب علم و معرفت بود . و از مآثر او يكى تعمير شادروان بوده و اسلمش بيك برادر او كه در آن وقت نايب الاياله و كارگذار بود نهايت ارادت و حسن اعتقاد به آن جناب به‌هم رسانيد و اسباب زندگى از هرجهت به نحوى كه لايق اهل مروت بود سرانجام نمودند و مسكن در جوار مسجد جامع معين داشتند . و حاجى محمد تقى كلانتر كاروانسرائى در آن محله ساخته بود و آن را جهت مدرس سيد و مسكن تلامذه مقرر نمود و تمامى اهالى آن حدود حلقهء ارادت آن بزرگوار به گوش و غاشيهء متابعت او را به دوش كشيدند و سلاطين و صدور و حكام جميع مناصب شرعيهء آن بلد و ساير بلاد قريبه را چون دزفول و دورق از شيخ الاسلامى و نيابت الصداره و تدريس سركار امامزاده عبد الله و توليت مسجد جامع و امامت جمعه و جماعت و امر به معروف و نهى از منكر به آن حضرت مسلم داشتند و از هرجهت مطاع و مقبول گرديد . مولد آن جناب در قريهء صباغهء جزاير در سال يك هزار و پنجاه هجرى بود و در دار العلم شيراز مدت نه سال به تحصيل علم مشغول و از شاه ابو الولى و ميرزا ابراهيم بن ملا صدرا و شيخ جعفر بن كمال بحرينى و شيخ صالح بن عبد الكريم و سيد هاشم احسائى و شيخ عبد على حويزى و ساير فضلاء كه در آن عصر در شيراز مجتمع بودند استفاده و اجازه حاصل نموده و بعد از آن در دار السلطنهء اصفهان مدت هشت سال از خدمت آقا حسين خوانسارى و مولانا محمد باقر خراسانى و مولانا محمد حسن كاشانى و مولانا محمد باقر مجلسى و سيد ميرزاى جزايرى رحمة الله عليهم و ساير مشاهير فضلاء به انواع فيوض بهره‌مند گرديده . و آن جناب بسيار كريم الاخلاق و با اقارب و ارحام همواره طريق مواصلت و مواساة