تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
آن امير پاى افشرده و در محافظت شهر و مدافعهء لشكر دشمن سعى بليغ نمودند . مكرم چون كار را طولانى و مهم ديد به همراهان و لشكريان خود حكم كرد كه هريك در محلى كه چادر زده‌اند خانه بسازند لهذا آحاد قشون و همراهان او در محل مزبور بناى خانه كردند و شهرى ايجاد شد . بعد از اتمام عمارات و ابنيه ، كار مكرم و اهالى شوشتر به مصالحه انجاميده صلح كردند و پس از وقوع صلح ، مكرم و قشون او از آن محل كوچ كرده آن خانه‌ها خالى بماند . مردم متفرقه كه از اين معنى آگاه شدند از اطراف جمع شده در آن خانه‌ها سكنى گرفتند و شهر را موسوم به عسكر مكرم نمودند و منجمين طول و عرض آن بلد را ثبت كردند اما آن شهر به سبب بعض حوادث خراب شد و جز آثار طامسه « 1 » چيزى از آن باقى نماند .

وقايع عظيمه متعلق به شوش و شوشتر

اما وقايع عظيمه متعلق به شوش و شوشتر چند فقره است . از جمله مطالبى است در تورات كه در ضمن آنها ذكر شوش به لفظ شوشن چنان كه سابقا اشاره نموديم مكرر شده و ما ابتدا مىكنيم به آن مطالب و بعدها نيز ساير مطالب را مىنگاريم بعون الله تعالى .

كتاب دوازدهم مورخان معروف به كتاب استير « 2 » مشتمل بر ده فصل

فصل اول مشتمل بر بيست و دو آيه

اول :

واقع شد در ايام احشويروش ، آن احشويروش كه از هند تا حبشه بر صد و بيست و هفت كشور سلطنت مىكرد .
هامش
( 1 ) - طامسه به معناى نابود شده ، برافتاده و از بين رفته است . ( 2 ) -Esther