بعد از وفات آن حضرت بوده است . ولى ممكن است كه در سفرى كه آن بزرگوار متوجه خراسان بودند ، در اين محل كه در آن وقت صحرا بوده نماز گزارده و بعدها نظر به اين شرافت اين مسجد را آنجا بنا كرده باشند . سيزدهم خليفهء عباسى ، المعتز بالله ابن المتوكل ، ابتدا به خيال بنا كردن اين مسجد افتاده و براى تكميل بنا چوب ساج كه در هند آن را شيشم گويند از آن بلاد از راه بصره طلبيده و از خواص اين چوب است كه موريانه آن را نتواند خورد . گويند هموزن چوبى كه طلبيد نقره خرج كرد تا چوبها به شوشتر رسيد و به مصرف مسجد رفت . و الحق منبرى بسيار عالى و منظرى از آن چوبها ساختهاند كه محل نظر و درخور تماشاست و مطلقا در آن خللى راه نيافته و مؤلف خود اين منبر را ديده منبت و آيات قرآنى در آن منقور است . خلاصه اين خليفه اقدام به بناى اين مسجد نمود و عمر او كفايت به اتمام نكرد . بعد خليفهء بيست و پنجمين القادر بالله احمد ابن اسحاق المقتدر به ساختن آن همت گماشت . ولى در چهل و سه سال خلافت او نيز تمام نشد . بعد از او خليفهء بيست و هفتمين المقتدر بامر الله قدرى از آن بساخت و خليفهء بيست و نهمين المسترشد بالله آن را تمام كرد و اسم او را در بالاى محراب به گچبرى نگاشتهاند . سقف اين مسجد از شاه چوب است . كليهء مسجد عبارت است از اندرونى عالى و وسيع و حياطى بسيار بزرگ كه در وسط آن حوضى درياچه مانند است و در دور حوض بر اطراف آن فضا صفهها ساختهاند . در اندرون مسجد ممكن است از روى تخمين دو سه هزار نفر نماز كنند و همينقدر در بيرون امكان و گنجايش دارد . بالجمله مسجدى است وسيع داراى ستونهاى مرتفع . و منظر كه ذكر شد عبارت است از صفهء كوچك . در سال هزار و هشتاد و هفت بعضى از آن چوبها شكست و چوبى كه به اين بلندى و قطر يافت شود بههم نرسيد . جمعى از اهل خير با تغيير وضع آن را تعمير و مرمت كردند . وقتى گلدستهء مسجد خراب شد پهلوان رضا نامى قصاب كه از اخيار بوده بانى شده به اعانت مردم دوباره آن را بساخت .
منارى در پهلوى ديوار مشرقى مسجد است از بناهاى سلطان اويس بن شيخ حسن ايلكانى كه به اين بلندى منار در ساير بلدان كمتر ديده شده و نام سلطان اويس بر سنگى كه در زير گلدسته است مرتسم است . شبهاى جمعه بالاى اين منار آتش روشن مىكنند كه ايلات اطراف
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 701
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٧٠١