در ميان خط حدود معينه و قلل برفدار كوه قفقاز و درياى خزر است الى الابد متعلق به دولت روسيه مىدانند .
فصل ششم :
اعلى حضرت پادشاه ممالك ايران به تلافى خسارت دولت و رعيت روسيه مبلغ ده كرور نقد كه عبارت از بيست مليان مناط سفيد روس است قرارداد و موعد و رهاين وصول اين وجه در قرارداد علىحده كه لفظ به لفظ ، گويا « 12 » در اين عهدنامه مندرج است معين خواهد شد .
چون پادشاه ممالك ايران نواب عباس ميرزا را وليعهد دولت قرار
فصل هفتم :
داده و امپراطور روسيه نيز تصديق اين مطلب را نموده تعهد كرد كه نواب معزى اليه را از تاريخ جلوس بر تخت شاهى پادشاه بالاستحقاق آن مملكت داند .
فصل هشتم :
كشتيهاى تجارت دولتين روس و ايران از هردو طرف اجازه دارند كه در بحر خزر و طول سواحل آن به طريق سابق سير كرده به كنارههاى آن فرود آيند و در حالت شكست كشتى از هردو طرف امداد و اعانت خواهد شد . در باب سفاين حربيه كه علمهاى عسكريهء روسيه دارند مثل سابق اذن تردد در بحر خزر دارند و به غير از دولت روس ، دولتهاى ديگر اين اذن را ندارند .
فصل نهم :
وكلا و سفراى طرفين اعم از متوقفين و عابرين بايد از دو طرف مورد كمال اعزاز و احترام شوند . در اين باب دستور العملى مخصوص از طرفين مرعى و ملحوظ گردد .
فصل دهم :
در باب امر تجارت هردو پادشاه و الا جاه موافق معاهدهء جداگانه
هامش
( 12 ) - گويا در اينجا به معنى روشن و دقيق و زباندار است و معناى ترديد نمىدهد .