تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
غيره زياده از حد لزوم داشتند ، ولى اتفاق آرا كه موجب پيشرفت كارهاست نبود . نيز جماعتى از اهل مرند ، به سبب قتل نظر على خان مرندى كه سابقا روى داده بود ، از كارگذاران آذربايجان وحشت نموده جنرال ارستوف « 1 » سردار نخجوان را به تسخير تبريز ترغيب كردند و راى وى را تصميم دادند . لهذا جنرال مزبور كه به شجاعت مشهور بود ، از عباس‌آباد كه در ده فرسنگى شهر تبريز و در دو فرسنگى مرند است ، به اطمينان خوانين مرندى به مرند آمده با سه هزار صالدات ، عزم تبريز كرد و چنان‌كه نواب جهانگير ميرزا ابن حضرت نايب السلطنه در تاريخ خود نگاشته « 2 » به مباشرت جمعى از مردمان داخله و خارجه مقرر شد كه جنرال ارستوف از رود ارس عبور كرده از پشت كوه مشو كه سراسر قاطع فى ما بين محال خوى و گنى و مرند است و خالى از عساكر ايران ، روانه شده بىخبر به تبريز آمده با سه هزار صالدات و ده عراده توپ ، شهر را تصرف نمايد . خلاصه جنرال ارستوف با تهيهء خود به قريهء صوفيان - شش فرسنگى تبريز - رسيد و جمعى كه به حفظ دره در كركر مامور بودند تجاهل كرده لهذا احدى از ملازمان آصف الدوله از وصول و قصد جنرال مزبور خبردار نشده بلكه گرد و غبار عرصهء صوفيان را حمل بر پياده و سوار نواب نايب السلطنه نموده ! بىانديشه و بيم بودند . آصف الدوله سوارى به جهت استطلاع روانه كرده چون بازآمد مطلب معلوم شد و دانستند كه قشون روس به صوفيان رسيده بنابراين آصف الدوله پريشان‌خاطر شد و با هركس مشورت كرد اتحاد كلمه نشنيد . مقارن اين حال شهر به‌هم برآمده هياهو برخاست و مازندرانيان دل به قلعه‌دارى نهادند . ولى آقا ميرزا فتاح ولد حاجى ميرزا يوسف تبريزى كه به حكم
هامش
( 1 ) -Eristov( 2 ) - تاريخ نو تأليف جهانگير ميرزا به اهتمام عباس اقبال آشتيانى ( چاپ سال 1327 نشر على اكبر علمى و شركاء ) ص 87 . جهانگير ميرزا پسر سوم عباس ميرزا و مردى دلير بود . در ورود محمد ميرزا وليعهد به آذربايجان به اغوا و اصرار ميرزا ابو القاسم قائم مقام ، جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا برادر تنى وى ( پسر هفتم عباس ميرزا ) دستگير و به زندان اردبيل منتقل شدند و هنگام حركت محمد شاه از تبريز به سوى تهران باز هم به اصرار قائم مقام دستور كور كردن آن دو صادر و اجرا گرديد ( 1250 ) وى در سال 1269 درگذشت . در آن هنگام چهل و پنج سال بيشتر نداشت .