تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
كرد و آخرين مرتبهء استرداد آن بود كه نادر شاه افشار نمود و از آن زمان الى الان بدون معارض در تحت تصرف خواقين و سلاطين با تاج و نگين ايران بوده و هست و ابتداى جبر كسر اين مملكت و ظهور ترقى و آبادانى آن - چنان‌كه سابقا نيز اشاره نمود - اول حكمرانى نواب غفران مآب نايب السلطنهء مبرور عباس ميرزا طاب الله ثراه در آن است و اگر چه در آن سنوات نيز آن نواحى مورد و محل وقايع عظيمه و اتفاقات معظمه بود ، اما توجه و حسن تدبير و سلوك آن پادشاهزادهء دانشمند طورى شامل حال اين مملكت و اهالى آن مىبود كه با سنوح غوايل دائما رو به ترقى بودند و طريق آراستگى و آبادانى مىپيمودند .

ذكر سوانح و وقايعى كه در عهد خاقان خلد آشيان در تبريز روى داد و آمدن جنرال ارستوف سردار روس به تبريز

موجب آمدن جنرال ارستوف به تبريز و علت اين فتنه ، اختلاف راى امراى حضرت خاقان و نيز سبب‌هاى ديگر بود كه به ساليان اين ماده را استعداد داده و مايهء ظهور آن اين شد كه سرحددار آذربايجان ، سردار ايروان ، بر خلاف راى نواب نايب السلطنه در حضرت خاقان متعهد معارضه با روسيه و حفظ ايروان گرديد . وقوع اين غايله در سال هزار و دويست و چهل و سه هجرى بود و در اين سال ، امر تبريز را خاقان صاحبقران به آصف الدوله اللهيار خان قاجار دولو واگذار و محارست آن را با قشون مازندرانى محول فرموده بودند و اين معنى موجب رنجش و عدم اطمينان اهالى آذربايجان شده در آن اوان نواب نايب السلطنه و اميرزادگان عظام فرزندان او عموما در خارج تبريز متوجه نظم امور ساير بلاد آذربايجان بودند و فقط اميرزادهء معظم فريدون ميرزا از طرف پدر والاگهر به نيابت مشغول و مداخله در كار صلح و جنگ نداشت . اهالى تبريز با آصف الدوله صفائى نداشتند و از چاكران اميرزاده فريدون ميرزا الاحاجى على اصغر خواجه سراى مازندرانى احدى در تبريز نمىبود . ولى قريب ششهزار پياده ساخلوى تبريز بودند . آذوقه و استعداد از توپخانه و قورخانه و
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 645 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى