تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
بود و اول وهله كه در ميان صفويه و عثمانيها جنگ عظيم درگرفت جدالى بود كه در منزل چالدران من اعمال خوى در بيست فرسنگى تبريز درگرفت . سبب آن‌كه چون سلطان سليم خان عثمانى درجهء استقلال يافت ، ايلچى نزد شاه اسماعيل فرستاده كه بعضى از بلاد سابقا متعلق به دولت روم بوده و اكنون در تصرف قزلباش است يا آنها را باز گذاريد يا مستعد قتال شويد . شاه اسماعيل در جواب ، سخنان درشت گفته سلطان سليم خان با دويست هزار لشكر آراسته رو به آذربايجان نهاد و شاه اسماعيل را كه در همدان بود و اين تهور را از سلطان عثمانى قبول نمىنمود به واسطهء نامه از وصول خود آگاهى داد . شاه اسماعيل بر جناح استعجال به تبريز آمده از تبريز به استقبال سپاه روم به چالدران رفت و بيست هزار لشكر كه به ايلغار رسيده بودند در آن وقت با شاه اسماعيل بودند . به محض مقابل شدن با عساكر رومى به تصفيهء صفوف پرداخت و مشغول قتال شد . شجاعتى در آن روز از قشون ايرانى و خود شاه اسماعيل به ظهور پيوست كه نظير آن نادرا اتفاق افتاده است از جمله مالقوج اوغلى نام از ابطال رومى كه هوس مبارزت شاه اسماعيل داشت ، آن پادشاه شمشيرى بر مغفر او زده كه تا كمر دو نيم شد و با جمعى از اهل جلادت بىباكانه بر سپاه روم حمله برده خود را به توپخانهء عثمانى رسانيده به ضرب شمشير زنجير عراده‌ها را بريده توپچيان را در پشت عراده گردن زده لشكريان او نيز به وى اقتفا نموده سيصد نفر توپچى رومى را به راه عدم فرستادند . اما چون در آن روز ، اردوى سلطان سليم خان بر روى بلندى افتاده بود و گرد لشكرگاه را از توپ و تفنگ و ساير آلات جنگ حصارى كشيده بودند و خود سلطان سليم در حصار بود ، بعد از مشاهدهء آن جلادت از شاه اسماعيل و لشكر ايرانى دوازده هزار ينگچرى را فرمان داد تا يك مرتبه شليك توپ كردند و لشكر ايران بدين واسطه متفرق گرديدند و بسيارى از بزرگان و غيره كشته شدند و آن بىاحتياطى موجب شكست فاحش گرديد . شاه اسماعيل به‌طرف عراق راند و سلطان سليم خان به تبريز آمد . ولى چون مىدانست كه شاه اسماعيل و قشون ايران درصدد تلافى هستند چند روزى بيش در تبريز نماند و به اسلامبول معاودت كرد . خلاصه چنان‌كه در ضمن سياحت‌نامه‌ها معلوم گرديد عثمانيها بارها اين شهر را تصرف كردند . ولى باز قشون دولت ايران حق خود را مسترد