تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
وراثت بعد از فوت پدر امام و پيشواى تبريز و مردى مغرور بود در حفظ شهر و شهريان تن به متابعت آصف الدوله نداده از تمكين و تسليم به روسيه سخن راند و عموم اهالى را با خود متفق نموده مع هذا آصف الدوله به دروازهء گجيل آمده بر بروج مقابل سپاه روس حكم به انباشتن توپ نموده توپى دو سه از باروت و گلوله انباشته مترصد محاربه شد . لشكر روس به كنار رود آجى در نيم فرسنگى تبريز رسيدند و گرد و غبار از ورود ايشان انها نمود . آصف الدوله چند توپ به‌طرف جنرال ارستوف افكنده لشكر روسيه متحير شدند . زيرا كه به جنرال چنان وانمود كرده بودند كه بىانداختن توپ و تفنگ و استعمال آلات جنگ ، تبريز را تسليم خواهيم كرد . جنرال از مشاهدهء اين حال سلب اعتقاد از خوانين تبريز - كه مهيج اين فتنه و متعهد تسليم نمودن شهر بودند - نموده ايشان را حبس كرد و از اقدام خود در اين كار نادم شد . در اين حيص و بيص ، آقا مير فتاح مذكور با فوجى از ابطال شهر به دروازهء گجيل آمده حكم به گشادن دروازه كرد و دروازه را فروشكستند و توپچى را از بام دروازه به زير انداخته به استقبال جنرال ارستوف شتافتند . تفنگچيان حصار از مشاهدهء اين كار دست از محارست بروج برداشته متفرق شدند و هريك به كنجى خزيدند . آصف الدوله نيز مأيوس به خانهء يكى از رعاياى محله خيابان مخفى شد و آقا مير فتاح با عموم اعيان شهر به جنرال ارستوف تكليف ورود به شهر نمودند . وى در سيم شهر ربيع الثانى وارد شهر و در دار الحكومه منزل نمود و يك هزار نفر صالدات به حفظ ارك و قورخانه و انبار گماشت و دو عراده توپ با ريسمانها بالاى طاق على شاه - كه از ابنيهء قديمهء رفيعه است - بردند و جنرال ارستوف واقعه را به جنرال بسقاويج « 3 » اعلام كرد و آصف الدوله را به دست آورده حبس كردند و تبريزيان لاعلاج براى حفظ مال و ناموس با عساكر روس بناى مخالطه گذاردند و از رسم حب وطن و پادشاه‌پرستى كه اين طايفه راست - همچنان‌كه در زمان صفويه هر وقت تبريز در تصرف عثمانى بود ظاهرا با ايشان موافق و باطنا در تخريب و نفى ايشان مىكوشيدند - باز همان شيوه را مسلوك داشتند . در نهم ربيع الثانى ، اين خبر به بسقاويج سردار
هامش
( 3 ) - بسقاويجPaskievitchهمان پاسكيويچ سردار معروف روسى در دورهء دوم جنگهاى ايران و روس است .