ايروان رسيد . بسقاويج با سى هزار صالدات و توپخانهء زياد از آب گذشته عاجلا به تبريز آمد و سى هزار قشون ديگر براى حفظ قراباغ و شيروان و گنجه در آن حدود داشت آنها را نيز به تبريز خوانده و جنرال ارستوف را در كار تبريز به جنون و تهور منسوب و مقصر نموده او را معزول و مغلولا روانهء مملكت روس نمود و به تحقيق پيوست كه شصت هزار صالدات و يكصد عراده توپ بزرگ از رود ارس گذشته به تسخير آذربايجان مامورند . و اين اخبار ملالت آثار در وقتى كه نواب نايب السلطنه در شندآباد توقف داشت معروض حضرت ايشان گرديد و زايد الوصف متالم شدند و از اميرزادگان جز خسرو ميرزا « 1 » ؛ و از امراى بزرگ جز محمد خان امير نظام آذربايجان از اولاد شيخ على خان زنگنه وزير صفويه ؛ و از خوانين و بزرگان قاجار جز محمد ابراهيم خان سردار « 2 » ولد جان - محمد خان قاجار دولو ، و از غلامان و صاحبمنصبان جز يوسف خان گرجى توپچى باشى و سهراب خان گرجى كسى در خدمت نواب نايب السلطنه نبود و فقط اردوى نواب معظم اليه مركب بود از عمله خلوت و بعضى ملتزمين ركاب و توپچيان نظام و سوارهء قاجاريه و غلامان تركمانيه و قريب نهصد نفر از فراريان صالدات روسيه كه به ملازمت حضرت آمده بودند . با وصف اين حالت توقف شندآباد و عزيمت تبريز هردو خلاف حزم بود . لهذا نواب نايب السلطنه عزيمت ارومى را بر روانگى بهسمت خوى ترجيح داده با قليل سپاهى كه همراه بودند به قصد ارومى به سلماس رفته و به امير زادهء معظم بهرام ميرزا « 3 » فرمان نوشتند كه افواج خوى را برداشته در سلماس به حضور اشرف آيد .
لهذا اميرزادهء معظم با پانزده عراده توپ و فوج خلج روانهء ارومى شد و اهالى ارومى به استقبال و جانفشانى قيام نمودند ؛ و بيژن خان گرجى از جانب نواب نايب السلطنه به رسالت نزد جنرال بسقاويج رفته سخن مصالحه در ميان آورده مقرر شد كه چندان در ارومى توقف رود كه قرار مصالحه تكميل يابد و پيش از اين نيز فتحعلى خان ابن هدايت الله خان گيلانى كه بيگلر بيگى تبريز بود از جانب نواب نايب السلطنه نزد جنرال
هامش
( 1 ) - خسرو ميرزا پسر هفتم عباس ميرزا .
( 2 ) - محمد ابراهيم خان قاجار دولو .
( 3 ) - بهرام ميرزا پسر دوم عباس ميرزا .