تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
علوفه « 1 » و علفه « 2 » و شكار و بيگار و طرح « 3 » و دست‌انداز الاغ « 4 » و الام « 5 » و خرج قراسوران « 6 » و پيشكش و سلامانه و غيره مزاحمت به حال ايشان نرسانيده گذارند كه به رفاه حال و به درويشى و كاسبى خود قيام نمايند » . انتهى .

تارم :

از شهرهاى ايران از ايالت فارس در ناحيهء لارستان در دويست و هشتاد هزار ذرعى نقطهء جنوب و مشرقى شيراز واقع شده جمعيت اينجا تقريبا سى هزار دور آن ديوار محكم مرتفعى با بروج هست خندق هم دارد . سه مسجد بزرگ و يك كاروانسراى بزرگ و يك بازار بزرگ در آن مىباشد . از تارم به خارج حبوبات از قبيل گندم و غيره مىرود و از خارج شكر و قهوه مىآورند .

تاسن [ مع - مر ] :

يكى از قراى غزنه است و بعضى از علماء منسوب بدان مىباشند .

تالشان [ مع - مر ] :

با لام مفتوحه از اعمال جيلان است . مؤلف گويد مقصود از تالشان ، طوالش است كه در حرف طاء ذكر آن بيايد .

تاياد [ مع - مر ] :

از قراى بوشنج از اعمال هرات است « 7 » .
هامش
( 1 ) - . . . مالياتى كه براى تهيهء علوفهء مأمورانى كه از دهات عبور مىكردند وصول مىشد ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 2 ) - آنچه كه ستور آن را بخورد و گياه . مالياتى كه براى تهيهء خوراك عمال حكومت وصول مىشد ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 3 ) - فروختن جنس بد به زور به عايا ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 4 ) - كار بىمزد ، حقوق و عوارضى كه براى پيكها يا چاپارهاى متعلق به پيكها مىگرفتند ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 5 ) - . . . راهنمائى كه مجبور بود به مأمور ديوان به رايگان خدمت كند ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 6 ) - مأمورين حفظ امنيت در راهها ، راهداران يا به اصطلاح امروز ژاندارم . ( 7 ) - ظاهرا تايباد منظور است كه امروز عوام « طيبات » مىگويند .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 539 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى