از امراى آل بويه آن را ساخت و اكنون به قدر دهى باقى مانده و آبش از جوى باجروان « 7 » است . حاصلش غله مىباشد .
بيمان [ مع - مر ] :
از قراى مرو و نيز شهر كوچكى است از گيلان .
بيمند [ مع - مر ] :
همان ميمند است و ميمند شهرى است به كرمان و بعضى گفتهاند در فارس و در حرف ميم ذكر خواهد شد .
بيوار [ مع - مر ] :
موافق قول يكى از سكنهء آن مملكت بيوار دار الملك غرشستان است كه ميانهء غزنه و هرات و مرو الرود واقع است .
بيوقان [ مع - مر ] :
قريهاى است در سرخس .
بيهق [ مع - مر ] :
اصل آن بيهه بوده به معنى بهين كه بهتر باشد و نام ناحيهاى است وسيع و آباد در نيشابور متضمن سيصد و بيست و يك قريه و شهرهاى متعدد هم دارد . از اول خاك بيهق تا نيشابور شصت فرسخ است . سابقا دار الملك اين ناحيه خسروجرد بوده . اما حالا سبزوار است . وسعت خاك بيهق از حوالى نيشابور تا دامغان بيست و پنج فرسخ است و عرضش هم همينقدر است .
حمد الله مستوفى گويد بيهق ولايتى است و شهرستان آن سبزوار است و آن شهرى وسط و از اقليم چهارم است . هوايش معتدل و بازار خوبى دارد و طاقى از چوب بسيار محكم و عالى بستهاند كه چهار سوى بازار است . حاصلش غله و اندكى ميوه و انگور باشد و قريب چهل پاره ديه از توابع آنجاست . مردمش شيعهء اثنى عشرىاند . احمد رازى گويد « 8 » تا دويست سال قبل در شهر سبزوار ميدانى بود معروف به ميدان ديو سفيد و مىگفتند در اين ميدان رستم با سهراب با هم مصاف دادهاند .
هامش
( 7 ) - متن : « ماجروان » .
( 8 ) - امين احمد رازى مؤلف هفت اقليم .