بيروذ [ مع - مر ] :
شهرى است ميانهء اهواز و شهر طيب . ابو عبد الله بشارى گويد بيروذ شهر بزرگى است و نخل زياد دارد و به اين واسطه او را بصرهء كوچك گويند و معروف است كه قديم اين شهر دار الملك ناحيه بوده وقتى كه از مذار ( منادر ) به بصنا مىرفتم اين شهر را ديدم .
بيسان [ مع - مر ] :
از قراى مروشاهجان است .
بيستى [ مع - مر ] :
ابو سعيد گويد گمان من اين است كه بيستى از قراى رى باشد .
بيشك [ مع - مر ] :
دار الملك الكه رخ است از نواحى نيشابور و بازارى دارد . اما مسجد و منبر معتبرى ندارد .
بيضا [ مع - مر ] :
به معنى سفيدى و ضد سوداست و نام چند موضع است : از جمله اسم شهرى است مشهور در فارس . حمزه گويد اسم اين شهر در زمان عجم دز سفيد بوده . اصطخرى گويد بيضا بزرگترين شهر خاك اصطخر است چون قلعهاى داشته كه از دور سفيد به نظر مىآمده به اين اسم موسوم شده و عجم اين شهر را نساتك مىناميدهاند و در عظمت چندان كمتر از اصطخر نيست . خانههاى اين شهر از گل ساخته شده شهر را خوب و محكم بنا نمودهاند . از حاصل اين شهر به شيراز مىبرند و مسافت ميانه هشت فرسخ است . جمعى از علماء منسوب به اين شهرند . و بيضا شهرى است در ولايت خزر پشتسر باب الابواب .
حمد الله مستوفى در باب بيضاى فارس گويد شهرى كوچك است و تربت سفيد دارد و بدين سبب آن را بيضا گويند . گشتاسب بن لهراسب كيانى آن را ساخته هوايش معتدل و غله و ميوهء آن خوب و مواضع بسيار از توابع اوست و مرغزارى دارد ده فرسنگ در ده فرسنگ و علماى متبحر از بيضا برخاستهاند از جمله قاضى ناصر الدين ابو سعيد عبد الله بن محمد بن على بيضاوى صاحب تفسير قاضى معروف به تفسير بيضاوى و ديگر اكابر مىباشند .