حرف مىزند و يكى از اسرا هم در زير پاى اين سردار افتاده است . دو نفر ديگر پشتسر سردار ايستادهاند كه گويا از اعيان و اركان دولت هستند .
موى زلف سردار بلند و مجعد است . ريش هم دارد . پادشاه هم بههمين هيئت است . صورتها از قاعدهء نقاشى خارج نيست و خوب حجارى كردهاند . با چشم و عينك درست نمىديدم . با دوربين نگاه كردم تا درست ديدم . چشمهء آبى از زير اين كوه بيرون مىآيد كه حالا يك سنگ آب دارد . البته در بهار آب زياد خواهد داشت كاروانسرا و دهى زير كوه در صحرا واقع است . بانى كاروانسرا شيخعلى خان زنگنه است . باغى هم بىديوار صارم الدوله در صحرا غرس كرده غالب درختش تبريزى است چشمانداز خوب دارد . صحرا و اردو خوب پيداست . عكاس باشى را فرستادم از منزل آمده عكس انداخت . بعد سوار شده قدرى آنطرفتر جائى است كه مىگويند فرهاد كنده است يك ضلع كوه را به ارتفاع زياد و عرض زياد به هيئت ايوان بزرگى تراشيده و خيال داشته است در آن صفحه اشكال و تماثيل نقش كند كه ناتمام مانده است . اما كار بزرگى است و از يك نفر نيست . هزار سنگتراش قابل متصدى بودهاند قابل آن است صورت سلام و شكارگاه و غيره بدهم نقش كنند ان شاء الله بايد اقدام شود . بوتههاى گل خوب از ميان سنگها سبز شده بود . از آنجا به منزل آمديم سراپرده با روح است . پرستوك زياد ديدم كه كرورها در هوا حركت داشتند . مثل اينكه از ييلاق به قشلاق مىروند . امشب بعضى كوه - روهاى كرمانشاهانى روى كوه رفته آتش روشن كردهاند . صنعت غريبى است و مخصوص خودشان است . از كوههاى سخت بالا مىروند » . انتهى .
مؤلف گويد سميراميس ملكهء بابل و اسيرى [ آشور ] از قرارى كه ديودور مورخ نوشته است بعد از اينكه در بابل بناهاى عالى برپا نمود به قصد آذربايجان و عراق از آن شهر حركت كرد تا به دامنهء كوهى رسيد موسوم به باغستان . كوه باغستان از جبالى است كه ايرانيان آنجا را عرش ژوپيتر رب الارباب مىدانند « 5 » . طرف اين كوه كه سمت دشت و خيلى مرتفع و صاف بود سميراميس صورت خود را آنجا نقش نمود و به خط سريانى شرحى در اينجا نوشت و ترجمهء آن شرح اين بود كه به قدرى احمال و اثقال در اردوى سميراميس بود كه از دامنه تا قلهء بيستون
هامش
( 5 ) - دليلى ديگر براينكه اين نقطه از قديمترين زمان در نزد ايرانيان جايگاه خدا بوده .