مسافرين فرنگ و غيره در باب بيستون كه ذكر شد . اما شرح حاليهء بيستون به بهترين وضعى معين و محقق در كتاب مستطاب سفرنامهء مباركهء همايونى ثبت و ما براى مزيد استبصار مطالعهكنندگان آن را بعينه در اينجا نقل مىنمائيم :
شرح متعلق به بيستون منقول از سفرنامهء مباركهء همايونى
« روز شنبه بيست و هشتم رجب : امروز بايد به بيستون برويم . سه فرسخ راه است . با حسام السلطنه ، معتمد الدوله ، عماد الدوله ، وزير امور خارجه ، دبير الملك قدرى سواره صحبت كرديم . بعد به كالسكه نشسته نزديكى بيستون اسب خواسته سوار شدم . از پلى چهار چشمه كه دو چشمهء آن وسعتى دارد و دو چشمهء ديگر كوچك است گذشتيم . محاذى اين پل سمت چپ دهى موسوم به « تخت شيرين » است . براى ملاحظهء آثار بيستون رفتم . اثرها كه ملاحظه شد بدين تفصيل است : اول نزديك زمين يعنى به ارتفاع چند ذرع صفحهء بزرگى از سنگ تسطيح كرده اشكال بزرگ نقش كرده بودند كه حالا اثرى نمانده است . در همان صفحه شيخعلى خان زنگنه وقفنامهء دو ده را كه براى كاروانسرا وقف كرده است حجارى كرده . اين كاروانسراى بيستون را هم شيخعلى خان بنا كرده است . اسم دو ده موقوفه كه آن طرف رودخانهء گاماسباب در دامنهء كوه ملاحظه شده بود قراولى و چميطان است . بالاتر از آن تقريبا بيست ذرع بيشتر ايوانى از سنگ بيرون آورده و اشكالى نقش كردهاند . صورت داريوش است كه به تخت نشسته . اصل صورت و تخت ريخته و خراب است . نه نفر اسير دستها به عقب بسته رديف در پاى تخت ايستادهاند . يك نفر كه از همه عقبتر ايستاده است كلاه بلندى شبيه به كلاه نمدى شيرازى در سر دارد . زير كلاه عريض و نوك كلاه خيلى باريك « 4 » و معلوم نيست اين يك نفر مختصا چرا كلاهش اينطور است . باقى كلاهها كوتاه يا سر برهنه هستند . سردار بزرگى پاى تخت در مقابل پادشاه ايستاده
هامش
( 4 ) - آنچه امروز در نزد عوام كلا شيطونى ( كلاه شيطانى ) خوانده مىشود .