ديده در برابر ومسا آمدند در يكى از بلوك اثرا جنگ واقع شد اورمزدا به من عنايت كرد . به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را به كلى شكست داد در روز پانزدهم ماه انماكا بود كه اين جنگ واقع شد .
فقرهء يازدهم
داريوش پادشاه مىگويد دفعهء دويم ياغيها جمعآورى كرده در برابر ومسا صف جنگ آراستند در اوتيا را يكى از بلوك ارمنيه جنگ واقع شد اورمزدا به من عنايت كرد به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را شكست داد در ماه ثاراواهرا در روز عيد اين جنگ واقع شد پس ومسا در ارمنستان از من دور ماند تا من به مادا رسيدم .
فقرهء دوازدهم
داريوش پادشاه مىگويد پس از بابرون به مادا رفتم چون به شهر كردروش يكى از شهرهاى مادا رسيدم فراوارتش كه نام پادشاه مادا داشت با قشون صف جنگ آراسته در برابر من آمد . آنجا جنگ واقع شد اورمزدا مرا عنايت كرد به فضل اورمزدا به قشون فراوارتش شكست دادم روز بيست و ششم ماه اشكانا بود كه اين جنگ واقع شد .
فقرهء سيزدهم
داريوش پادشاه مىگويد پس فراوارتش با سوارانى كه همراه او بودند از آنجا گريخته در بلوك راكا يكى از بلوك مادا پس از آن قشون در عقب او فرستادم فراوارتش را گرفته پيش من آوردند دماغ و گوش و لباسهايش را بريدم و آوردمش به . . . بند گران بر گردن او نهادم .
بر دربارگاه من بود همهء مملكت او را ديدند . بعد او را در شهرها كاماناتا آوردم و بر دار كردم و بزرگان كه در ركاب او بودند در اركها كاماناتا محبوس كردم .
فقرهء چهاردهم
داريوش پادشاه گويد شخصى چتراتخما نام از اهل اسكارتيا به من ياغى شد . به مملكت مىگفت من پادشاه اسكارتيا هستم از اوكشتره . قشونى