بعد قشون من به حكم من در كاپادا يكى از شهرهاى مادا ماندند تا من خود به مادا رسيدم .
فقرهء هفتم
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن دادارشش نام ارمنى يكى از سركردگان خود را به ارمنستان فرستادم و به او گفتم خوشا به حالت . مملكت ياغى را كه اطاعت من نمىكند بزن پس دادارشش رفت چون به ارمنستان رسيد ياغيها جمع شده و صفآرائى كرده پيش دادارشش آمدند . نزديك يكى از دهات ارمنستان جنگ واقع شد . اورمزدا مرا عنايت كرد به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را به كلى شكست داد ششم ماه ثاراواهرا بود كه اين جنگ واقع شد .
فقرهء هشتم
داريوش پادشاه مىگويد دفعهء دويم ياغيها جمعآورى كرده در برابر دادارشش صف جنگ كشيدند در حوالى قلعهء تكرايكى از قلاع ارمنستان جنگ واقع شد . اورمزدا به من عنايت كرد به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را به كلى شكست داد در هجدهم ماه ثاراواهرا بود كه اين جنگ واقع شد .
فقرهء نهم
داريوش پادشاه مىگويد دفعهء سيم ياغيها جمعآورى كرده در برابر دادارشش صف جنگ كشيدند در نزديك يكى از قلاع ارمنستان جنگ واقع شد اورمزدا مرا يارى كرد به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را به كلى شكست داد . اين جنگ در نهم ماه ثايكارچش واقع شد . اورمزدا مرا يارى كرد بعد دادارشش از من دور ماند تا به مادا رسيدم .
فقرهء دهم
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن و مسانام شخصى از اهل پارس را كه از نوكرهاى من بود به ارمنستان فرستادم و با او چنين گفتم به سلامت باشى . آن مملكت ياغى كه مرا اطاعت نمىكند او را به اطاعت من بياور . پس ومسا بيرون رفت چون به ارمنستان رسيد ياغيان تهيهء جنگ