فقرهء هفدهم
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن من به اوجهى فرستادم و آن اترينا را بسته پيش من آوردند و من او را كشتم .
فقرهء هجدهم
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن من به بابرون رفتم بر سر آن نتىتبيرا كه اسم نانج ادرخرا داشت وشط تگرا در دست قشون نتىتبيرا بود به آنجا آمده بودند و كشتيها داشتند پس من قشون در زورقها نشاندم و دشمن را به تنگ آوردم و بر دشمن يورش بردم اورمزدا مرا يارى كرد به فضل اورمزدا ، از تگرا گذشتم . پس از آن قشون نتىتبيرا را به كلى شكستم . روز بيست و هفتم ماه آترياتيا بود كه جنگ كرديم .
فقرهء نوزدهم
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن به بابرون رفتم چون به نزديك رسيدم در حوالى بابرون در شهر زازانا كه در كنار شط افراتا واقع بود آنجا نتىتبيرا كه نام نانج ادرخرا داشت با قشون در برابر من آمد كه جنگ كند . در آنجا جنگ كرديم . اورمزدا مرا يارى كرد . اما به فضل اورمزدا قشون نتىتبيرا را به كلى شكست دادم و دشمن را در آب ريختم و آب دشمن را كشت . روز دوم ماه اناماكا بود كه اين جنگ را كرديم .
خانهء دوم
مشتمل است بر شانزده فقره كه مجموع آن نود و شش سطر است .
فقرهء اول
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن نتىتبيرا با سوارانى كه اطاعت او مىكردند به بابرون گريختند پس از آن به بابرون رفتم . هم بابرون را گرفتم هم نتىتبيرا را در بابرون كشتم .