فقرهء هفتم
داريوش پادشاه مىگويد پس از آن وهيازداد با سوارها كه در اطاعت او بودند از آنجا به بيشيارازا گريختند از آنجا با قشون مراجعت كرده با آرتوارت جنگ كرد . در كوه موسوم به پاركا جنگ واقع شد . اورمزدا به من عنايت كرد به فضل اورمزدا قشون من به قشون وهيازداد شكست داد . در ششم ماه گرماپادا بود كه اين جنگ واقع شد . وهيازداد را گرفتند و هم بزرگانى را كه در اطاعت او بودند .
فقرهء هشتم
داريوش پادشاه مىگويد بعد از آن وهيازداد و آن بزرگانى را كه در اطاعت او بودند در شهر اواديدا از شهرهاى پارس قولقه كردم .
فقرهء نهم
داريوش پادشاه مىگويد آن وهيازداد كه اسم بارتيا داشت قشونى بهسمت هرواتى فرستاده بود بر سر ويوانا نام از اهل پارس كه از جانب من و شترياى هرواتى بود و شخصى را سردار آن قشون كرده بود و به آنها گفته بود كه به سلامت برويد و ويوانا و آن مملكت كه اطاعت به پادشاه داريوش نمىكنند همه را بزنيد . پس آن قشون وهيازداد به جنگ ويوانا مىرفتند نزديك قلعهء كابيش خانش جنگ واقع شد . اورمزدا مرا عنايت كرد . به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را شكست داد . در سيزدهم ماه انماكا اين جنگ واقع شد .
فقرهء دهم
داريوش پادشاه مىگويد دفعهء ديگر ياغيها جمع شده در پيش ويوانا به جنگ آمدند در بلوك كدهياوا جنگ كردند . اورمزدا به من عنايت كرد . به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را به كلى شكست داد در هفتم ماه وياخنا بود كه اين جنگ واقع شد .
فقرهء يازدهم
داريوش پادشاه مىگويد پس آن مرد كه سردار قشون وهيازداد بود