تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
گماتاى ماكوشى را داشت تا من رسيدم پس من بندگى اورمزدا كردم و اور - مزدا مرا عنايت كرد . روز دهم ماه با گايادش بود كه من به اتفاق آنها كه در اطاعت من بودند آن گماتاى ماكوشى را كشتم و بزرگان كسانى كه با او انباز بودند در قلعه سكناواتش در بلوك مادا كه نسايا نام داشت او را كشتم و من مملكت را از او گرفتم به فضل اورمزدا پادشاه شدم اورمزدا تاج به من كرامت كرد .

فقرهء چهاردهم

داريوش پادشاه مىگويد تاجى كه از سلسلهء ما برداشت واپس گرفتم و او را استوار كردم چنان‌كه در ايام قديم بود و بدعتهائى كه كماتاى ماكوشى در دين گذاشته بود برانداختم و در مملكت ناموسها و قربانيها برقرار كردم و منصبها كه كماتاى از اهل سلسلهء ما گرفته بود به ايشان رد كردم و مملكت را استوار كردم هم پارسا هم مادا هم ساير ولايت را چنان‌كه در قديم بود و آئين سابق را كه برداشته بود تازه كردم اين را به فضل اورمزدا كردم و رنج كشيدم تا سلسلهء ما استوار شد چنان‌كه در روزگار قديم بود به فضل اورمزدا رنج بردم تا كماتاى ماكوشى بر سلسلهء ما غالب نيايد .

فقرهء پانزدهم

داريوش پادشاه مىگويد اين همان است كه بعد از آن‌كه پادشاه شدم كردم .

فقرهء شانزدهم

داريوش پادشاه مىگويد وقتى كه گماتاى ماكوشى را كشتم شخصى اترينا نام پسر ايادارما برخاست و به مملكت اوجهى چنين گفت كه من پادشاه اوجهيم . پس اهل اوجهى ياغى شدند به‌طرف اترينا رفتند و او پادشاه اوجهى شد و شخصى با ببرونى بتيرا نام پسر ابنا برخاست و به دروغ به مملكت بابرون گفت من نانج ادرخرا هستم پسر نابونيتا و مملكت بابرون به كلى به‌طرف نتىتبيرا رفت و بابرون ياغى شد . او تاج بابرون را ضبط كرد .