تصاوير آن را برداشتهاند . اما تصاوير او صورت نه نفر محبوس است كه دستهاى اينها به پشت بسته شده و به واسطهء يك طناب يا يك زنجير كه به گردن آنها انداختهاند به يكديگر پيوسته و مسلسلند . لباسهاى اينها مختلف و شخصى سيمى يك نوع فرجى پوشيده و در دامن فرجى او خطوط ميخى نوشته شده است . در جلو محبوسين شخصى ايستاده تاجى بر سر و كمانى بر دست چپ اوست كه تكيه به زمين داده است و دست راست را بلند كرده و اين بلند كردن دست يا علامت فرمانفرمائى يا حالت تعرض و تغير به محبوسين است . در زير پاى آن شخص ايستاده كه بايد پادشاهى باشد شخص ديگر است كه پاى آن پادشاه روى جسد اوست و اين شخص به زمين افتاده دستها را بلند كرده به پادشاه التماس مىكند .
در پشتسر پادشاه دو شخص ديگر هستند كه يا از خواص پادشاه يا از قراولان خاصه محسوب مىشوند . در دست يكى كمان و در دست ديگرى نيزه است . در بالاى اين صفحه صورتى است كه معلوم است خيالى ساخته شده حلقهاى به كمر آن صورت و از آن حلقه بالهاى بسيار بلند منشعب شده و بايد صورت فروهر كه عجم آن را رب النوع مىدانند باشد .
بارى على التحقيق از اين لوح معلوم مىشود كه پادشاهى كه صورت آن در اينجا مرتسم و منقور است داريوش اول است كه به اصطلاح بعضى از مورخين يونان ، داراى اول پادشاه ايران باشد . و بعضى از مورخين ايران و يونان اين داريوش را لهراسب مىدانند . و اين روايت ظاهرا از صحت دور باشد . زيرا كه مذهب آتشپرستى در زمان سلطنت لهراسب و گشتاسب در ايران رواج يافت و از آن زمان تا ظهور اسلام به قدرى سلاطين ايران در دين آتشپرستى متعصب بودند كه در مسكوكات و مهرهاى سلطنتى و همچنين در جاهائى كه تصاوير خودشان را نقش نمودهاند لابد صورت مجمر آتش هم مرتسم داشتهاند و در لوح بيستون وجها من الوجوه مجمره ديده نمىشود . صورت فروهر بالاى مجلس با بال و پر پيداست .
بالجمله صورت پادشاهى كه در بيستون منقور است از سلاطين كيان قبل از لهراسب است يا پسر او گشتاسب بوده است و مىتوان گفت كه همان داريوش يونانيان صحيح باشد و يحتمل صورت خود كيخسرو باشد . چيزى كه نزديك به تحقيق است اين است كه صورت لهراسب و
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٩٧