گربه است و از اين خيال منصرف نيست . در اين مسئله قدرى گفتگو شد و به حالت درويش و اصرار و الحاح او خنديدم . بعد بيرون آمده به كالسكه نشستم . بهسمت اردوى نظامى عثمانى رفتيم . دور تر از چادرهاى اردو چادرهاى مخصوص زده توپها را به آن سمت كشيده بودند . نشانه در راه دور وضع شده بود . در چادر چاى صرف شد . توپچيها آمدند توپ انداختند به نشان نخورد . من هم دو تير قراول رفته انداختم به نشانه نرسيد . فوجى هم آمده مشق سر نيزه و مخبران كرده گذشتند . به منزل معاودت كرديم . از مستوفى الممالك تلگرافى رسيد كه سهام الدوله حيدر قلى خان ايلخانى در سمت تكه فتحى كرده و صدمه به تركمانان مزبور زده است . توپهائى كه در اردوى عثمانى حاضر بود پارهاى خاندار متداول بود . بعضى از ته پر مىشد . حركات توپچيها خيلى به تأنى بود .
خيلى راه رفتيم . كشتى از محاذى كاظمين بهسمت بالا گذشت الى باغ فرجات . ما را مدحت پاشا به اصرار به باغ فرجات برد . صفائى نداشت .
عمارات مختصر بىترتيبى ساختهاند . مدحت پاشا معلم فرنگى و اسباب فلاحت آورده است . امتحان تربيت نباتات و فايدهء اسباب جديد در زراعت و محصولات مىكند . نخيل زياد داشت . ساير اشجار از مركبات و غيره هم بود . قدرى تفرج كرده به كشتى معاودت كردم . از اينجا تا كاظمين يك فرسخ كمتر است . طرفين رودخانه همهجا آبادى و نخيل و باغ است . سمت راست كه جنوب غربى شط است سدى براى طغيان آب از قديم ساخته شده بود كه خراب شده پارهاى از ديوارهاى آن باقى است . چاى صرف شد . نيم ساعت به غروب مانده وارد اردو شديم . امروز به زيارت كاظمين ( ع ) توفيق نيافتم . يك روز براى ملاحظهء عقرقوف كه حالا مصطلح اعراب « اكركوف » است سوار شديم . اغلب سوارها را مرخص كردم و خود با يك صد سوار روانهء آن سمت شدم . كسانى كه در ركاب بودند : عضد الملك ، محمد على خان ، امين نظام « 19 » ، ميرزا على خان ، محمد حسن خان ، تيمور ميرزا ، معتمد الملك ، سلطان حميد ميرزا پسر نصرة الدوله ، مظفر الدوله ، سارى اصلان ، حبيب الله خان ، مير شكار با ساير شكارچيان و تفنگدارها . در صحرا به ناهار افتاديم . از اعراب بنى تميم در اطراف خيلى بودند . اينجا كه ناهار خورديم در آن نزديكى دو سه چادر
هامش
( 19 ) - محمد صادق خان قاجار شامبياتى .