تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
بناهاى ديگر هم بود بالاخره باغات و نخيلات تمام شد . طرفين شط همه‌جا چاه كنده با چرخ و دلو به امداد اسب آب مىكشند هرچه زراعت طرفين شط است با همين چاه و چرخ مشروب مىشود . صداى چرخها كه آب مىكشند متصل مىآيد صداى غمناك حزن‌انگيزى دارد . در شط هم در اين فصل بعضى جزيره‌ها پيدا مىشود كه در روى آن سبزىكارى و زراعت مىكنند . چند فاليز « 13 » در وسط شط ديده شد . شغال و مرغابى و پرلا و مرغ سقا و غاز و حقار زيادى بود دو مرغ ماهيخوار كه در انزلى هم زياد بود در هوا زدم . به واسطهء كم‌آبى كشتى به احتياط مىرفت دير حركت مىكرد . گاهى هم به گل مىنشست . لا ينقطع موزيكان مىزدند . بعد از طى خيلى مسافت به مصب شط دياله رسيديم كه آب قليلى به دجله داخل مىشد . محمد حسن خان « 14 » در وقت رفتن و آمدن روزنامهء « لاتوركى » مىخواند . هوا تاريك شد . هرقدر مىآمديم اثرى از بغداد نبود . گاهى هم كشتى به گل مىنشست . اما يك بار خيلى بد به گل نشست و احتمال خلاص نبود . از شب هم چهار ساعت گذشت بالاخره كشتى از گل در آمده راه افتاد . قدرى كه آمديم به اول آبادى بغداد رسيديم . فشنگ زيادى از كشتى انداختند . مراجعت كشتى را اعلام كردند . من رفتم سطح فوقانى كشتى . از جسر گذشتيم . چراغانى كه كرده بودند خاموش شده بود به منزل رسيديم . روز جمعه غرهء رمضان المبارك صبح در منزل به ملاحظهء بعضى نوشتجات شخصى مشغول شدم . قونسولها و مأمورين خارجهء متوقف بغداد به اتفاق مشير الدوله و مدحت پاشا به حضور آمدند . با هريك بالمناسبة گفتگوئى شد . مشير الدوله قونسولها و ساير را معرفى كرد . اسامى قونسولها از اين قرار است : كلنل هربرت جنرال قونسول انگليس ، دكتر هتى ؟ حكيم سركارى ، دكتر كالويل حكيم قونسولگرى ، مستراولم نايب قونسول ، ميكائيل مترجم ، مسيو گير قونسول فرانسه ، اشيل مورا مترجم ، مسيو و ارتمال قونسول ايطاليا ، حبيب مترجم ، قونسول هلاند
هامش
( 13 ) - فاليز و پاليز به معناى باغ و بوستان و مزرعه و كشت است . اين كلمه امروز ديگر معمول نيست . اكنون كلمهء جاليز را به كار مىبريم به معناى محل كشت خيار و هندوانه و امثال آن . ( 14 ) - محمد حسن خان اعتماد السلطنه .