گذشتند . بعد از اتمام به والى پاشا و كمال پاشا و مشير پاشا و سايرين حمايل و نشان داده شد . مشير الدوله به گردنشان انداخت . سوار شدم يك ساعت و نيم از شب گذشته وارد منزل شديم . بعد از صرف شام آتشبازى كردند .
در كشتيها و سربازخانهها موزيك مىزدند . فردا خيال دارم با كشتى به زيارت مقبرهء حضرت سلمان و ملاحظهء طاق كسرى بروم .
روز پنجشنبه سلخ شعبان به قصد مداين و زيارت حضرت سلمان به كشتى بخار بزرگ نشستيم . بناها و عمارت بغداد از دو طرف خوب ديده مىشد . جسر را باز كردند كشتى گذشت . در طرف چپ كه بغداد نو باشد سربازخانهء تازه و خوبى والى پاشا ساخته . سراى پاشا هم كه خانهء حكومت است نزديك سربازخانه است . بناى عالى ندارد . مندرس و به وضع قديم است . مدحت پاشا خيال دارد تجديد كند . مكتب صنايع كه تازه ساختهاند پيدا بود . عمارت ادارهء كشتيها و كارخانهء كشتىسازى كه كمپانى انگليسبانى [ آن ] است . مدرسهء مستنصريه كه بناى آن به مستنصر خليفه منسوب است يك ديوارش كه به شط مشرف است و كتيبهاى به خط ثلث از آجر تراش برجسته دارد خوب و تازه محفوظ مانده است . در تاريخ و تفصيل اين مدرسه شرحى در تاريخ الفى ديدم كه بعينه اينجا نقل مىشود :
« وقايع ششصد و هفده هجرى : و هم در اين سال در بغداد مدرسهاى كه مستنصر بالله عباسى بنا فرموده بود و الحال به مدرسه مستنصريه اشتهار دارد به اتمام رسيد و الحق آن مدرسه كه به اتفاق اهل تاريخ مثل آن در هيچ موضع از مواضع ربع مسكون بنا نشده و همانا اگر مدرسهء سلطان حسن پسر ملك ناصر محمد بن قلاوز كه در سال هفتصد و شصت از هجرت در مصر بنا كرده بود به اتمام مىرسيد به اتفاق عقلاء بهتر از مدرسهء مستنصريه مىشد . اما چون به اتمام نرسيد همان در ربع مسكون مانند مستنصريه مدرسهاى نيست و بعد از اتمام عمارت آن مستنصر بالله آن را بر چهار مذهب وقف نمود . از هر مذهبى شصت و دو طالب علم فقه را كه به تحصيل فقه و ساير علوم دينى اشتغال داشتند موظف گردانيد و چهار نفر از براى اعاده و تكرار سبق ايشان مقرر ساخت و يك مدرس چنانكه تدريس شافعيه به شيخ محى الدين ابو عبد الله بن فضلان و تدريس حنفيه را به رشيد الدين ابو الحفص عمر بن محمد فرغانى واگذاشت و تدريس حنبليه به محيى الدين يوسف پسر ابن جوزى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٠١