تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
صحبت شد باز پيش افتاده به بغداد رفتند . اقبال الدوله همراه بود صحبت مىكرد . مستقبلين بغداد از دور پيدا شدند . اول اثرى كه از آبادى مشاهده كردم مناره و بقاع كاظمين عليهما السلام بود و از اين‌كه به حمد الله تعالى صحيح و سالم به مقصد نزديك شديم خيلى شكر كردم . محظوظ شدم . به مستقبلين نزديكتر شديم . اسب خواستم . سوار شدم . از اهالى شهر جمعيت زياد بيرون آمده دو طرف جاده صف زده بودند . ساكت و بىصدا و خفيف الوضعند . از عساكر عثمانى در جلو مستقبلين به فاصلهء كم تك قراول ايستاده بود . بعد از آن افواج و سوارهء نظامى صف كشيده پيش روى مردم را گرفته بودند . امروز شكوه و وضع سوار و افواج بهتر از ايام سابق بود . دسته‌هاى موزيكانچى متعدد در فاصلهء افواج و سوار [ قرار ] داشتند . سايه‌بانى براى توقف و صرف قهوه و تعرفعهء وجوه و معارف مستقبلين زده بودند . سايبان سلطنتى از اطلس زردوزى و ريشه‌ها و طرازهاى گلابتون بود . فرش ابريشمى زردوزى انداخته وجوه عسكريه و ملكيه و قاضى و مفتى و ساير معارف ايستاده بودند . قهوه خوردم . به‌طور اجمال از مستقبلين احوال پرسيدم و مهربانى كردم تا پاشا و ساير به قول خودشان آلاى جلوى را ترتيب كردند . پاشا و اعيان مزبوره كلية پيش افتادند . من هم سوار شدم . رسيدم به طاق نصرت كه فرنگيها ارك ترييونف « 3 » مىگويند و مخصوص تشريفات ورود من بنا كرده بودند با علمها و بيدقها كه با پرده‌هاى مختلف در روى طاق نصرت كشيده و زينت داده‌اند وضع و ترتيب باشكوهى داشت ارامنه و كشيشها و يك دسته اطفال خوشگل ارمنى كه لباس حرير نازك و حمايلهاى كبود منقح داشتند سمت راست صف زده به آهنگ خوب و حنجر لطيف تغنى مىكردند خيلى دلكش و دلربا بود . سمت ديگر علما و يك دسته اطفال يهود خوب صورت به‌همين ترتيب و آداب ايستاده به لحن خوش دعا مىگفتند . بعد از اينها ايتام مسلمين كه از آثار ايالت مدحت پاشا تربيت مىشوند با ملبوس سفيد خيلى نظيف و پاك صف زده خيلى خوشايند و منتظم دعا مىكردند و تهنيت ورود مىگفتند . پشت سر اينها از هر قسم و هر مذهب سكنه و اهالى شهر بودند . به طاق نصرت كه رسيديم همهء پاشايان و اعيان پياده شده جلو افتادند . در سمت چپ بناى آجرى محكمى و مرتفعى بود گفتند
هامش
( 3 ) -Arc de Triomphe .