و محل تفرج است مقبرهء زبيده زوجهء هارون الرشيد و مقبرهء معروف كرخى و مدرسهء موسوم به مدرسهء معتصمى است كه الحال كاروانسرا و گمركخانه مىباشد . مراودهء اهالى دو سمت دجله به واسطهء جسرى است كه عبارت است از قايقهاى بزرگ كه نزديك بههم قرار دادهاند و با زنجيرهاى محكم آنها را بههم بسته و استوار نموده و تخته بر روى آنها افكندهاند . طول جسر دويست ذرع است .
بغداد در واقع پانصد سال دار الملك خلفاى بنى عباس بود تا آن كه هلاگو خان آن را در سال ششصد و پنجاه و شش هجرى مطابق هزار و دويست و پنجاه و هشت مسيحى به غلبه مفتوح ساخت .
مجملى از تفصيل آن اين است كه چندى پيشتر از اين مقدمه سرداران منگوقاآنكه به ايران آمده بودند در مراجعت از مستعصم خليفه به دربار او شكايت كردند و از ظلم اسماعيليه نيز چيزها معروض داشته بودند . لهذا منگوقاآن ، هلاگو خان را به تمشيت ايران و قلع قلاع ملاحده فرستاده و فرمان داد كه از كنار جيحون تا اقصى ولايت مصر را مسخر نمايد . هلاگو خان به ايران آمده به دفع ملاحده پرداخت و چون از مهم ايشان فارغ شد ، رسولى از مؤيد الدين محمد بن عبد الملك العلقمى وزير مستعصم در خفا نزد او آمده وى را به فتح بغداد خواند و اين از آن بود كه امير ابو بكر پسر خليفه به حمايت طايفهاى لشكر فرستاده كرخ را غارت كردند و بعضى از سادات بنى هاشم را اسير و زنها را به فضاحت از خانهها بيرون كشيدند . ابن علقمى كه شيعهاى متعصب بود از مشاهدهء اين شناعت با خليفه بد دل شده از روى اين غرض رسول مذكور را نزد هلاگو خان فرستاد و چون اوگتاى قاآن پيش از اين صد و بيست هزار لشكر مغول را به سردارى جرماغون به تسخير بغداد فرستاده بود و خليفه الناصر آن لشكر را شكست داد ، هلاگو خان به قول ابن علقمى چندان اعتماد نكرده با حكيم امجد اوحد نصير الملة و الدين خواجه نصير طوسى عليه الرحمه كه آنوقت ملتزم اردوى هلاگو بود مشورت نمود . خواجه نيز او را ترغيب كرد . لهذا لشكر به بغداد كشيده شهر را محاصره نمود و چون مدت محاصره طول كشيد ، قريب به اين بود كه از تنگى آذوقه ترديدى براى هلاگو خان رو نمايد . در آن حال واقعهء غريبى روى نمود كه خلاصهء آن اين است : ابن عمران نامى كه يك سال قبل از خدام حاكم بعقوبه و در
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٣٩٣