تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نيست . زبير قسم خورد كه اين « حوب » نيست و طلحه در ساق لشكر بود او نيز ملحق شده و قسم ياد نمود كه اين محل حوب نيست و پنجاه نفر ديگر نيز از همراهان به اين معنى شهادت دادند . و اين اول شهادت دروغى بود كه در اسلام داده شد . خلاصه آمدند به بصره . عثمان بن حنيف كه از جانب حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - در بصره بود بيرون آمده و سر راه بر ايشان گرفته و با ايشان قتال نمود و بعد از قتال مصالحه نمودند به اين معنى كه متاركه باشد تا حضرت امير المؤمنين عليه السلام تشريف بياورند به بصره . لكن در يكى از شبها وقتى كه عثمان [ بن حنيف ] خوابيده بود او را اسير كردند و كتك زياد زدند و ريش او را كندند . بعد از آن از اين عمل پشيمان شدند . به اين معنى كه از برادر عثمان ، سهل بن حنيف و ساير كسان او و انصار كه بر خلاف ايشانند انديشه نموده او را رها كردند و قصد بيت المال نمودند . خزانه‌دارها و مستحفظين مانع ايشان شدند . ايشان به جنگ برخاستند و هفتاد نفر از مستحفظين را كشتند غير از كسانى كه زخمى شده بودند و پنجاه نفر از اين هفتاد نفر را بعد از آن‌كه اسير كرده بودند گردن زدند و اين اول قتلى بود كه در اسلام به‌طور ظلم اتفاق افتاد و حكيم بن جبلهء عبدى را كه از سادات عبد القيس و زهاد ربيعه و پرهيز - كاران ايشان بود كشتند و در ميان طلحه و زبير در سر امامت نماز مسلمين اختلاف و گفتگوى زياد شد . زيرا كه زبير اين شغل را براى پسر خود عبد الله مىخواست و طلحه نيز براى پسر خود محمد و بعد از مناقشهء بسيار قرار شد كه يك روز عبد الله امامت كند و يك روز محمد و حضرت على بن ابى طالب عليه السلام به روايتى بعد از چهار ماه از مدينه روانه شدند و هفتصد سوار با حضرت بودند كه چهارصد ايشان از مهاجر و انصار و هفتاد نفر بدرى و باقى از صحابه مىبودند و وقت روانگى حضرت سهل بن حنيف انصارى را در مدينه جانشين خود قرار دادند و به ربذه - كه ميانهء مكه و كوفه است از راه جاده - رسيدند و طلحه و همراهان او را نيافتند و چون به عزم دريافت ايشان حركت كرده بودند به طلب ايشان روانهء عراق شدند و جمعى از اهل مدينه از انصار به حضرت امير المؤمنين عليه السلام ملحق شدند كه از آن جمله خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين بود و ششصد سوار نيز از طايفهء طى خدمت حضرت آمدند