تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
ايشان را داشت ، چون به بسطام رسيدند اهل بسطام ديدند تاب مقاومت ندارند با لشكر اسلام مصالحه نمودند و ابو نجيد در اين معنى گويد :
فنحن لعمرى غير شك قرارنا * احق و اولى بالحروب و انجب اذا مادعى داعى الصباح اجابه * فوارس منا كل يوم مجرب و يوم ببسطام العريضة اذ حوت * شددنا لهم اوزارنا بالتلبب و نقلبها زورا كان صدورها * من الطعن نطلى بالسنى المخضب
در نزهة القلوب گفته بسطام از اقليم چهارم است هوايش معتدل حاصلش غله و ميوهء فراوان است . آثار الاول مطابق است با معجم البلدان . نواب و الا معتمد الدوله در جام‌جم مرقوم نموده‌اند كه در بسطام نزديكى مزار شيخ العارفين بايزيد مناره‌اى است كه چون او را حركت دهند مىجنبد . و نيز نگاشته‌اند كه جانب شمال بسطام و دامغان صحراى گرگان است . مؤلف گويد بسطام در نيم فرسخى شهر شاهرود واقع و چندان عظمتى ندارد به‌همين جهت در كتب جغرافى قديم و جديد هرجا ذكرى از اين شهر شده به‌طور اجمال و اختصار است و از شهر شاهرود كه در نيم فرسخى اين شهر است در جغرافى قديم مطلقا ذكرى نيست بلكه شاهرودى كه در جغرافياى قديم ثبت است عبارت است از يكى از نواحى آذربايجان چنان‌كه در حرف جيم بيايد . ولى چون مؤلف در سفرى كه موكب ظفر كوكب همايون تشريف‌فرماى خراسان مىشد ملتزم ركاب فيروزى انتساب بود اين شهر را به رأى العين ديده و شرحى در روزنامهء سفر خود نگاشته همان را در اين محل نقل مىنمايد و در تفصيل بسطام اقتصار مىنمايد به شرحى كه در روزنامهء سفر خراسان مقرب الخاقان حكيم الممالك پيشخدمت باشى سلام و طبيب مخصوص نوشته است : شاهرود تقريبا هشتصد الى نهصد خانه دارد . در يك سمت شهر قلعه واركى است دورش ديوار لكن خندق ندارد و زياده از دو سه كاروانسرا و سه چهار حمام در شاهرود نيست . در اطراف باغستان زياد دارد و رودخانهء كوچكى از حوالى شهر مىگذرد . شاهرود و بسطام در وسط راه خراسان و تجارتگاه اين ايالت و ايالت مازندران و عراق است و انواع مال التجارهء فرنگ خاصه امتعهء روسيه كه از بندر گز استراباد وارد ايران مىشود به شاهرود مىآيد . كفش و چكمهء شاهرود