تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
نگردد . تدبيرى كه انديشيد اين بود كه نزد بهلبد « 1 » مطرب خسرو آمده صورت حال را به او گفت . بهلبد گفت من چارهء اين كار را خواهم نمود . وقتى كه خسرو ، بهلبد را به بزم طرب طلب كرد و باربد در مطاوى نغمات ، اشعارى كه اشعار به مرگ شبديز مىكرد انشاد و تغنى نمود . خسرو گفت واى بر تو شبديز مرد ؟ بهلبد فورا عرض كرد اول كسى كه مرگ شبديز را اظهار كرد پادشاه است . خسرو را باوجود تأسفى كه بر مرگ اسب بود حسن تدبير بهلبد خوش آمده او را بر لطيفه و حيلتى كه موجب خلاصى او و ديگران از هلاكت بود تحسين نمود . ولى در سنوح اين غايله جزع زياد نمود و امر كرد قنطوس صورت او را مرتسم نمود . و طورى قنطوس صورت او را مرتسم نمود و در تقديم خدمت حذاقت و مهارت به كار برد كه صورت شبديز به بهترين وضعى و كاملترين سبكى كانها هو ترسيم يافت . آنگاه خسرو به محلى كه شبديز مرتسم بود آمده نظر به صورت او نموده گريست و شرحى در موعظه و خاتمه و مآل كار هركس و انتقال از اين دار از روى اعتبار ايراد نمود » . بالجمله احمد بن محمد گويد محاسن اين صورت را درجه بلند است و كسى اين صورت را مشاهده نمىكند مگر اين‌كه تعجب زياد او را روى مىنمايد . و گويد از يكى از فقهاى معتزله شنيدم كه مىگفت اگر كسى از آخر بلاد فرغانه و اقصى بلاد سوس محض تماشاى اين صورت مسافرت نمايد و بدين محل بيايد بر او ملامتى نيست و چنان است كه آن معتزلى گفته . اگر اين صورت ، صورت آدمى است پس اين مصور رتبه‌اى در صنعت داشته كه احدى در روى زمين اين رتبه را دارا نشده و چنان سنگ او را مسخر بوده كه هر لونى را كه مىخواسته است بنمايد واضح و آشكار نموده و چيزى كه به نظر مىآيد اين است كه الوان را به استعمال ادويه و بعضى فنون ظاهر نموده . به‌هرحال قنطوس در نزديكى صورت خسرو و شبديز صورت شيرين - كنيزك خسرو - را نيز رسم كرده و صورت خود را هم سواره ساخته است كه نام او باقى بماند . ابو عمران كسروى اشاره بدين محل نموده گويد :
و هم نقروا شبديز فى الصخر عبرة * و راكبه برويز كالبدر طالع
هامش
( 1 ) - مقصود باربد است ( ا ع ) .