تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
بزرگى است در مرو در طرف بيابان و الان خراب است .

بزار [ مع - مر ] :

ابزار است كه سابق ذكر شد و عامه آن را بزار مىگويند و او قريه‌اى است در دو فرسخى نيشابور .

بزان [ مع - مر ] :

به ضم باء از قراى اصفهان است .

بزانه [ مع - مر ] :

يا بزانه از قراى اسفراين است .

بزديغره [ مع - مر ] :

به كسر دال از قراى نيشابور است .

بزقباذ [ مع - مر ] :

ابزقباذ است كه سابق ذكر شد .

بزماقان [ مع - مر ] :

به ضم از قراى مرو است .

بزنان [ مع - مر ] :

يكى از قراى مرو و آن‌قدر نزديك به شهر بوده كه داخل در محلات شهر محسوب مىشده و اينك خراب است .

بزنيروز [ مع - مر ] :

به ضم باء ناحيه‌اى است در همدان و صاحب قراى عديده كه از آن جمله وليدآباد است .

بزيان [ مع - مر ] :

به ضم باء قريه‌اى است از هرات .

بساء [ مع - مر ] :

به فتح باء معرب فسا است و در لفظ فسا ذكر خواهد شد . اديب ابو العباس احمد بن على بن بابك الكاشى گويد ارسلان بساسيرى منسوب به اين شهر است يعنى اهل فارس منسوب به فسا را بساسيرى مىگويند . اين ارسلان بساسيرى از مماليك بهاء الدوله بن عضد الدوله