بزرگى است در مرو در طرف بيابان و الان خراب است .
بزار [ مع - مر ] :
ابزار است كه سابق ذكر شد و عامه آن را بزار مىگويند و او قريهاى است در دو فرسخى نيشابور .
بزان [ مع - مر ] :
به ضم باء از قراى اصفهان است .
بزانه [ مع - مر ] :
يا بزانه از قراى اسفراين است .
بزديغره [ مع - مر ] :
به كسر دال از قراى نيشابور است .
بزقباذ [ مع - مر ] :
ابزقباذ است كه سابق ذكر شد .
بزماقان [ مع - مر ] :
به ضم از قراى مرو است .
بزنان [ مع - مر ] :
يكى از قراى مرو و آنقدر نزديك به شهر بوده كه داخل در محلات شهر محسوب مىشده و اينك خراب است .
بزنيروز [ مع - مر ] :
به ضم باء ناحيهاى است در همدان و صاحب قراى عديده كه از آن جمله وليدآباد است .
بزيان [ مع - مر ] :
به ضم باء قريهاى است از هرات .
بساء [ مع - مر ] :
به فتح باء معرب فسا است و در لفظ فسا ذكر خواهد شد . اديب ابو العباس احمد بن على بن بابك الكاشى گويد ارسلان بساسيرى منسوب به اين شهر است يعنى اهل فارس منسوب به فسا را بساسيرى مىگويند . اين ارسلان بساسيرى از مماليك بهاء الدوله بن عضد الدوله