تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
سيف البحر است . چندين كشتى مىتواند در لنگرگاه اين بندر لنگر بيندازد . دهات و آبادى زياد در اطراف اين بندر است . هرمز كه بندر كرمان است در اين دريا واقع شده . در بغاز خليج فارس كه موسوم به « دردور » است سه كوه ديده مىشود : يكى را كسير و يكى را عوير مىنامند و اسم سيمى معلوم نيست كه چه مىباشد . جميع درياهاى مشرق زمين بدون استثنا جزر و مد دارد و درياى فارس در بيست و چهار ساعت دو مرتبه جزر و مد دارد و آب دريا تقريبا ده ذراع بلند مىشود . مسعودى در مروج الذهب در ضمن درياى هند مىنويسد : « بحر فارس منتهى مىشود به بلاد ابله و خشبات و عبادان در خاك بصره . طول اين خليج هزار و چهارصد ميل و عرض آن در اصل پانصد ميل ولى در بعضى مواضع عرض آن به صد و پنجاه ميل مىرسد . اين خليج مثلث الشكل و آخر درجه زواياى آن ابله است و در شرقى اين دريا ساحل وصل به بلاد دورق فرس و شهر ماه‌روبان و سينيز مىباشد و اقمشه و ثياب ابريشمى و غيره سينيزى منسوب به اين سينيز است و از سينيز گذشته وصل به شهر جناباست كه ثياب جنابى نيز منسوب به اين شهر است . بعد از جنابا شهر نجيرم از بلاد سيراف و بعد از آن بلاد ابن عماره و بعد از آن ساحل كرمان است كه بلاد هرمز باشد و هرمز مقابل شهر صحار كه از بلاد عمان است مىباشد و بعد از آن ساحل متصل است به بلاد مكران كه مسكن خوارج موسوم و معروف به شرارة است . و اين اراضى همه نخلستان است . بعد از اين بلاد تيز مكران است و بعد از آن ساحل سند است و مصب رودخانهء سند موسوم به مهران در اين محل است و شهر ديبل نيز در اين‌جاهاست و ساحل هند در اين حدود تا بلاد بروضى وصل به ساحل سند مىشود و نيزهء بروضى منسوب به اين بروض است . بعد از اين محل يك ساحل است تا خاك چين كه بعضى از مواضع آن آباد و مزروع است و بعضى ديگر مغمور در آب دريا و باير است و مقابل آنچه ذكر كرديم از مبدء ساحل فارس و مكران و سند بلاد بحرين و جزاير قطر و شط بنى جذيمه و بلاد عمان و ارض مهره است تا خاك رأس الجمجمه كه از ارض شحر و احقاف مىباشد و در اين خليج جزاير بسيار است مثل جزيرهء خارك كه از بلاد جناباست و ميانهء خارك و خاك جنابا چند فرسخ بيش نيست و در اين