كردهاند كه مرواريدهاى جزيرهء خارك هريك سال صد يك از آب و رنگ آن مىكاهد و مرواريد جاهاى ديگر در يك سال بيشتر مىكاهد تا به جائى كه در بعضى جاها نسبت به خمس مىرسد و مرواريد سيلان بعد از پنجاه سال كلية از جنس مرواريدى خارج مىشود . پنجاه سال قبل غوص مرواريد در حوالى جزيرهء خارك عمومى بود ، هركس كشتىئى اجاره و غواصى اجير مىنمود و به اين كار مبادرت مىكرد . اما بعدها مخصوص شده بود به اشخاص معين و آن هم در همه وقت ميسر نبود بلكه فصل معينى براى اين كار مشخص بود . طرز غوص مرواريد به اينطور است كه يك ماهه يا دو ماهه كشتى اجاره مىكنند و شخص امينى در آن كشتى مىگذارند و ده نفر مستحفظ و پنج نفر غواص همراه او مىنمايند . غواصها از اول طلوع آفتاب تا هنگام غروب على الاتصال به دريا فرومىروند و صدف بيرون مىآورند . همينكه شب مىشود پارچهء سفيدى در كشتى مىگسترانند و صدفها را مىشكافند و آنچه مرواريد هست بيرون مىآورند و مرواريد درشتى كه پيدا مىشود فى الفور در دهن مىگذارند و گمان مىكنند كه از اين عمل تلؤلؤ و درخشندگى مرواريد زياد مىشود .
غواصها عموما قليل العمر مىباشند و دملها و زخمهاى زياد در بدن ايشان پيدا مىشود و قوهء باصرهشان نيز خيلى كم است و بيش از پنج دقيقه زير آب نمىتوانند بمانند . همينكه پنج دقيقه زير آب ماندند بايد بيرون بيايند و نفس تازه كنند و دوباره غوص نمايند . پيش از فرورفتن در آب ، منافذ گوش را با روغن زيتون چرب مىكنند . غذاى آنها هميشه منحصر به خرما و شير است . مرواريدهاى بزرگ در جاهائى كه كمتر از هشتاد و پنج قدم عمق درياست يافت نمىشود . صدفها كه بيرون مىآورند ، چه با مرواريد چه بىمرواريد ، گوشتشان مأكول است . عقيدهء غواصها اين است كه هر سال كه باران زياد مىبارد مرواريد زيادتر پيدا مىشود .
الحال غوص مرواريد در حوالى جزيرهء خارك به واسطهء ماهى موذى « 1 » صعب است و موقوف داشتهاند .
ابو الفداء مىنويسد طول درياى فارس از طرف شمال است مكران در طرف شرقى اوست و دار الملك مكران ، تيز است . سمت جنوبيش عمان است . در انتهاى اين دريا شهر عبادان مىباشد و بهترين بنادر او
هامش
( 1 ) - لابد منظور انواع كوسهماهى است .