تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

بجوار [ مع - مر ] :

به فتح باء محلهء بزرگى است در مرو در طرف پائين شهر و بعضى آن را بجواز ناميده‌اند . زيرا كه در سر كوچه بجوزى - يعنى مقسمى براى آب - هست كه آب را تقسيم مىكند و كوچه را به آن مقسم نسبت داده‌اند .

بجه [ مع - مر ] :

به فتح باء و تشديد جيم شهرى است ميانهء فارس و اصفهان .

بحر خزر [ مع - مر ] :

درياى طبرستان و درياى گرگان و درياى آبسكون همهء اينها يكى است و به هريك از اين اسامى خوانده مىشود و دريائى است وسيع و عظيم و به درياى ديگر وصل نيست . بعضى آن را درياى خراسان و درياى جبلى و دوارة الخراسانية نيز ناميده‌اند . حمزه گويد اسم اين دريا به فارسى « دراه اكفوده » يا « اكفودة درياق » بوده و ارسطاطاليس آن را « ارقانيا » خوانده . بعضى آن را درياى خوارزم گفته‌اند و اين خطاست . زيرا كه درياچهء خوارزم غير از اين است . باب الابواب كه دربند باشد چنان‌كه ذكر شد در كنارهء اين درياست . در جهت جنوب و مشرق درياى خزر كوههاى مغان و طبرستان و كوه گرگان مىباشد و امتداد مىيابد تا مقابل دهستان كه آبسكون در آنجاست و دور مىزند به‌طور مشرقى تا محدود مىشود به بلاد ترك و از جهت شمال منتهى مىشود به ولايت خزر . و چندين رود بزرگ داخل اين دريا مىشود از جمله رود اتل « 2 » و كر و ارس است . اصطخرى گويد در شرقى بحر خزر كه بعضى از خاك ديلم و طبرستان و گرگان و بعضى از بيابانهاى ميانهء گرگان و خوارزم است و در غربى آن خاك قوم اللان است در كوههاى قبق تا حدود سرير و بلاد خزر و بعضى بيابانهاى غزيه - كه طايفه‌اى از اتراك مىباشند - و در شمال آن بيابان غزيه است در طرف سياه كوه و در جنوب آن جبل گيلان و بعضى از خاك ديلم است . و گويد بحر خزر متصل به هيچيك از درياهاى ديگر نيست و اگر شخص دورادور آن را بگردد در هر نقطه‌اى كه ابتدا كرده باز به همان نقطه منتهى مىشود و مانعى براى سير تمام دورهء آن نيست
هامش
( 2 ) - رودى كه امروزه ولگا خوانده مىشود و از روسيه به درياى خزر مىريزد
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 278 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى