تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

ترجمهء راپورت صاحب‌منصب روس

« خرابهء اين ديوار كهنه كه دنياى قديم را از اين قسمت دنيا - كه آن‌وقت هيچ سياح و مورخى نه ديده و نه شنيده بود - سوا مىكند مشهود شد . اين ديوار يا از سلاطين فارس يا از پادشاهان مد است و مقصودشان از اين بنا منع دخول طايفهء وحشى در مملكت خودشان بوده . طايفهء وحشى كه آن‌وقت مىناميدند ، سرهنگ عزيز ، اجداد ما بودند . ببخشيد از اين اطلاق لفظ ما . اجداد شما گرجى و از طايفهء تربيت شدهء آن عصر محسوب مىشدند . مقصود اجداد خود من است . شما كه زبان تاتار را خوب مىدانيد كتاب دربندنامه را مطالعه كنيد . يقين در آن كتاب نوشته شده است كه بناى اين ديوار را اسفنديار يا اسكندر يا انوشيروان نهاد و آنچه معين است اين ديوار از درياى خزر شروع و به درياى سياه منتهى مىشده . در عظمت ديوار شك نيست . در بانى او اختلاف كلى است . هركه بوده الآن در قبر وزير خاك است و هيچ نمىداند كه ما در اين وقت تاريخى مىنويسيم و يادى از او مىكنيم . نه شما زحمت در تجسس پيدا كردن بانى به خود دهيد نه من . در آهنى بسته نيست كه ما نتوانيم به آسودگى باقى ماندهء حاليهء ديوار را سير كنيم . و بدانيد كه يكى از روزهاى ماه سرطان با حاكم دربند و يك نفر از سلطانهاى فوج ساخلوى اين شهر و جمعى از بوالهوسان كه ميل تماشا داشتند از شهر دربند بيرون رفتيم . مىدانيد كه از زمان پطر كبير چند مرتبه روسها اين ديوار را كه مىتوانيم بگوئيم هشتم عجايب ابنيهء دنياست سير كرده‌اند . . . » . « 5 » [ مؤلف گويد چون « هشتم عجايب » در مطاوى كلمات است لازم است كه بيان هفت عجايب دنيا را كه قدما معتقد بوده‌اند بنمائيم : اول از اين هفت عجايب ديوار شهر بابل است . دويم گنبد هرمان . سيم منارى كه در اسكندريه كنار دريا واقع شده بود و چراغ
هامش
( 5 ) - تا قلاب بعد از قلم اعتماد السلطنه است و بعد دوباره راپورت ( گزارش ) صاحب منصب ( افسر ) روس .