تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
بلكه در حيات او از سرداران او هم كسى به اين شهر نيامده است . در صدر اسلام اعراب آنجا را فتح كردند . اهالى آن تاتار ارمنى هستند . مسجد بسيار عالى در آن بنا شده است . بندرگاه دربند به قسمى نامساعد است كه كشتيهاى تجارتى آنجا نمىتوانند لنگر بيندازند . باغات خوب در حوالى دربند است و گلابى و به و هلو و زردآلو و بادام و انجير و انار و انگور بسيار خوب به عمل مىآيد . زعفران دربند مشهور است . معروف است كه جمعيت اين شهر زياده از هفت هزار نفر نيست و شهر در يكى از دره‌هاى معروف قفقاز و در دامنهء تپه واقع است و به اين واسطه كوچه‌هاى پست و بلند زياد دارد . ديوار سابق الذكر كه از نارنج قلعهء اين شهر تا كنار دريا كشيده شده در قديم درهاى آهنى به آن نصب بوده . بناى ديوار را انوشيروان براى دفع و منع ورود طايفهء خزر كه در آن‌وقت وحشى بودند و سرحد ايران را مغشوش مىنمودند نموده . گويند اين ديوار در تمام كوه قفقاز ممتد و منتهى به بحر سياه مىشود . مسافر كه از خارج مىخواهد به دربند داخل شود ابتدا جز ديوار خرابهء سنگى كه از دريا شروع شده و در قلل جبال پنهان گشته چيزى به نظر او نمىآيد . از آثار تازه كه در اين شهر است اطاق كوچكى است كه پطر كبير امپراطور روس در سنهء هزار و هفتصد و بيست و دو مسيحى مطابق هزار و صد و سى و پنج كه به حسب ظاهر به قصد حمايت سلاطين صفويه و در باطن به خيال تسخير قفقاز آمده بود در آن منزل كرده است . داخل شهر دربند به سبك مشرق زمين و آثار و اوضاع فرنگى در آن كمتر ديده مىشود . بازارهاى متعدد و كاروانسراهاى وسيع دارد . دكاكين و دار التجارهء روسها در كنار درياست . در سنهء هزار و هشتصد و سى و دو مسيحى مطابق هزار و دويست و چهل و هشت هجرى يكى از صاحب‌منصبان نظامى روس موسوم به « مارنسكى » اين ديوار مسطور را از ابتدا تا انتها سير نمود و در اين مسئله را پورتى به رئيس خود به زبان روسى نوشت . آلكساندر دوما شاعر فرانسوى « 4 » از زبان روسى به فرانسه ترجمه نمود و مابعينه از فرانسه به فارسى ترجمه كرده [ ايم ] و هو هذا :
هامش
( 4 ) - ظاهرا بايد الكساندر دوماى پسر باشد كه در مجامع زنان متشخص روسى در پاريس رفت‌وآمد داشت و عاشق ليدى زاكرفسكى دختر ژنرال زاكرفسكى و عروس شارل نسلرود وزير خارجهء معروف روسيه بود ( ر ك به مقالهء « عشقى مرد ، كتابى به وجود آمد » از عبد الحسين نوائى در مجلهء توشه سال اول شمارهء 2 مرداد 1337 .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى