تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نمىكرده لوازم و مصالح آن را هميشه حاضر و موجود داشته‌اند . زيرا كه مىدانسته‌اند اين سرحدى پرخوف و خطر و اغماض از آن مورث صدمه و ضرر كلى است و از عساكر خاصهء خود كه به آنها اطمينان كامل داشتند مستخفظ و ساخلو براى آن انتخاب مىكردند و ايشان را مختار مىكردند كه هرقدر بتوانند در آن زراعت و آبادى بكنند فروگذار ننمايند و ماليهء ديوانى را از ايشان نمىگرفتند محض اين‌كه ملك را آباد كنند و سرحد را چنان‌كه بايد مستحكم و محروس دارند تا از لشكر ترك و ساير اعادى ايمن باشند . از طوايفى كه مخصوص حراست اين ثغر بودند يكى طايفهء طبرسران ( طبرستران ) و يكى طايفهء فيلان و يكى لزگى بودند كه نهايت عدت و جمعيت داشتند و نيز طايفهء ليران و شروان و غيره كه به عدت كمتر از طوايف اول بودند و هريك فرقه را مأمور به حفظ يك نقطه و مركزى نموده بودند . بالجمله باب الابواب فرضه و اسكلهء درياى خزر است كه طوايف خزر و سرير و سندان و جندان و گرج و غيره در اكناف آن ساكنند و در آن پارچهء ريسمانى مىبافند . علف كتان مخصوص حوالى اين شهر است . سكنهء اران و آذربايجان و ارمنستان اين علف را نمىشناسند . زعفران و حبوب در آن به عمل مىآيد . نزديك شهر در طرف ولايات اسلام قصبهء مسقط است و پهلوى آن ولايت قوم لزگى مىباشند . مردم اين طايفه بلند قامت و قوى و در زراعت ماهرند . در آن حوالى يك ولايتى است كه مردمش موسوم به « خماشره » و تبعيت به دولتى ندارند و ميانهء باب الابواب و ولايت خماشره فاصله خاك قوم طبرسران است . اين طايفه هم بلند قد و قوى و خوب هم زراعت مىكنند لكن مردم قوم لزگى عددا بيشترند و خاكشان وسيعتر است . بالادست ايشان قبيلهء فيلان مىباشد و خاكشان وسعتى ندارد . علاوه بر قصبهء مسقط نيز در كنار دريا شهر شابران است كه كوچك ولى محكم است و در اطراف آن قصبات واقع مىباشد . ابو العباس طوسى در باب بناى ديوار بزرگى كه ذكر كرديم مىنويسد كه در عهد خلافت خود منصور از ما سؤال كرد كه آيا مىدانيد چرا انوشيروان ديوار باب الابواب را ساخت يا نه ؟ جواب گفتند اطلاع نداريم . منصور گفت قوم خزر كه مملكت ايران را تا همدان و موصل متصرف شده بودند انوشيروان كه به تخت