طاق كسرى رفتم . صبح امين السلطان را فرستاده بودم كه آدمى بالاى طاق بفرستد با طناب ارتفاع و عرض و طول و دهنهء طاق را معين كند .
سابقا بهطور تخمين نوشته شده بود . آنچه به دقت ذرع و معين كرده بودند از اين قرار است : طول فرشانداز ايوان چهل و هشت ذرع ، عرض دهنهء طاق سى و چهار ذرع و نيم ، قطر پايهء ديوار طاق دست راست هفت ذرع و يك چارك ، قطر پايهء درگاه سمت شط چهار ذرع و نيم ، قطر پايهء درگاه دست چپ هفت ذرع و يك چارك ، ارتفاع طاق سى و دو ذرع ، طول درگاه سمت شمال شش ذرع ، عرض هر درگاهى سمت شمال چهار ذرع ، دهنهء پايهء طاق از ابتدا تا انتها سمت شمال نه ذرع . عكاسباشى « 6 » هم فتگرافى « 7 » بناها و اماكن را برداشته بود . بعد از ملاحظهء طاق به مقبرهء حذيفهء يمانى و عبد الله انصارى رضى الله عنهما رفتم در يك محوطه است كه چند نخل دارد و يكى از نخيلات را تازه باد شكسته بود . چند نفر خدام از عرب بودند فاتحه خوانده بيرون آمدم . به كشتى بازگشت شد . نهار را در كشتى خوردم و به سلامت و صحت و فراغت از درد دندان شكر گفتيم .
در بين نهار كشتى ما به كشتى بخار انگليسى كه از اين كشتى بزرگتر است و به بصره مىرفت رسيد . گويا شب از اينجا مىگذشتند به گل نشسته بود . مسافر زياد از فرنگى و غيره و بار و اسب متعدد در كشتى بود . هرچه جهد مىكردند از گل بيرون نمىآمد و سكنهء كشتى مضطرب بودند . از آنها گذشتيم . در كناره از دور يك حواصيل نشسته بود . با گلوله انداختم افتاد خيلى دور بود و با حركت كشتى گمان نمىرفت اينطور گلوله بخورد .
آبادى هم نزديك شد . ابتداى باغات رسيديم . بسيار باصفا و طراوت بود .
درختهاى مركبات و نخيلات و درختهاى سدر كه در ايران ، كنار مىگويند خيلى بزرگ و بلند و سبز و خرم . آبادى سمت راست كه طرف بغداد نو است بيشتر بود . از محاذى خانهء اقبال الدوله مىگذشتيم ، تيمور ميرزا « 8 »
هامش
( 6 ) - غرض از عكاسباشى ، ميرزا رضا خان ملقب به « اقبال السلطنه » است برادر ميرزا علينقى حكيم الممالك پسر آقا اسماعيل جديد الاسلام ( شرح حال رجال ايران ج 1 ص 513 ) .
( 7 ) -Photographie .( 8 ) - تيمور ميرزا پسر حسينعلى ميرزا فرمانفرما كه با دو برادر خود رضا قلى ميرزا و نجفقلى ميرزا پس از سقوط حسينعلى ميرزا از ايران گريخت و سالها در عراق عرب بود تا -