شيرين مانده است و در آن حدود جز اين يك چاه آب شيرين نمىدهد .
مداين از اقليم سيم است .
حرف الباء
باب الابواب [ مع - مر ] :
او را باب بدون اضافه و باب و ابواب بهطور عطف نيز گويند و آن دربند شيروان است . اين شهر در كنار درياى طبرستان ( خزر ) مىباشد .
اصطخرى گفته باب الابواب شهرى است كه بسيار اوقات مىشود كه آب دريا وصل به ديوار آن مىگردد . در وسط آن يك اسكلهاى است و وضع آن اين است كه دو سد از دو سوى دريا با سنگ ساخته و با سرب محكم نموده و مدخل را گردانيده و انحنا دادهاند . در دهنه دو زنجير آهن كشيدهاند كه دخول و خروج بىاذن ممكن نباشد . اين شهر از اردبيل بزرگتر و مساحت آندو ميل مربع است . زراعت آن بسيار و ميوه كم و فواكه آن را از نواحى مىآورند و ديوار طولانى كمعرضى از سنگ كه ابتدا مىشود از كوه براى محروس بودن شهر ساختهاند و راهى از كوه به بلاد مسلمين ندارد به جهت آنكه خطوط طرق محو و خراب شده است و مسالك ما بين بلاد كفر و اسلام صعب است . علاوه بر امتداد ديوار مسطور نيز قطعهاى از آنكه شبيه است به دماغهء طولانى در دريا كشيده شده است كه كشتيها نتوانند نزديك شوند و اين ديوار محكم از بناهاى انوشيروان است . و اين شهر يكى از سرحدهاى معظمه و ثغور جليله است زيرا كه دشمنهاى زياد از طوايف مختلفه با السنهء متضاده دور آن را دارند و عدد نفوس هر طايفه نيز زياد است . در پهلوى شهر كوه عظيمى است معروف به « كوه ذئب » يعنى گرگ كه هر سال هيزم زيادى سر اين كوه جمع مىنمايند كه اگر دشمنى رو به ايشان نمايد و محتاج به امداد شوند هيزمها را آتش بزنند و اهل آذربايجان و اران و ارمينيه را خبر دهند .
معروف است كه در بالاى كوهى كه ممتد و متصل است به باب الابواب و ديوار مذكور روى آن ساخته شده زياده از هفتاد فرقه سكنى دارند كه هيچيك زبان آن ديگرى را نمىدانند . سلاطين عجم در حفظ اين سرحد كمال اهتمام را داشته و دقيقهاى از دقايق محارست آن را فروگذار