تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
يك شبر « 3 » است . حمزة بن حسن گويد در كتابى كه ابن مقفع او را نقل كرده است خواندم كه ايوان مداين از بناهاى شاپور بن اردشير است . ليكن موبد موبدان اشبوهست مىگفت ابن مقفع خطا نموده و اين‌طور نيست بلكه بنائى [ را ] كه از شاپور بن اردشير بوده ابو جعفر منصور خراب كرده و اين‌كه باقى مانده از بناهاى خسرو پرويز است . آورده‌اند كه چون منصور خواست بغداد را بنا كند اراده نمود كه ايوان را خراب نمايد و مصالح او را صرف بناى بغداد كند . در اين باب با خالد برمكى مشورت نمود . خالد ابا كرد . منصور گفت اين اباى تو به جهت تعصبى است كه هنوز از عجم در وجود تو باقى است . خالد عرض كرد چنين نيست كه خليفه مىفرمايد . بلكه مىخواهم اين بنا باقى باشد و عظمت آن دلالت كند بر كمال بزرگى آن دين و ملتى كه بانيهاى اين چنين ابنيهء معظمه را منقرض نمود و برانداخت . منصور اعتنائى به اين حرف نكرده امر به هدم آن نمود . همين‌كه مشغول خراب كردن شدند ، ديدند مخارج خراب كردن آن از مصالحى كه از او عايد مىشود زيادتر است . خواستند دست از خراب كردن بردارند . خالد به خليفه عرض كرد حال كه به اين كار دست زده‌اند بايد تا آخر خراب كنند و الا خواهند گفت بنائى كه ديگرى از ساختن آن عاجز نماند و به اتمام رسانيد خليفه در كار هدم آن درماند و حال آن‌كه خراب كردن از ساختن به مراتب آسانتر است و اين ننگ در دودمان خليفه خواهد ماند . لهذا آن را بتمامه خراب كردند . پس بنابر قول موبد موبدان ، ابو جعفر ايوان شاپور را خراب كرده . اما به قول بعضى ديگر گويند ابو جعفر به قول ثانى خالد نيز اعتنا نكرد و دست از هدم ايوان كشيد و ايوان مقول قول همين ايوان كسرى است كه باقى است . مؤلف گويد مسعودى اين قضيه را نسبت به هارون الرشيد مىدهد . « مكرر شنيده‌ام كه كسرى همين‌كه خواست ايوان را بسازد امر كرد خانه‌ها و زمينهاى حوش و حول را خريدند و داخل عمارت نمودند و دربهاى هر محقرخانه قيمت گزافى دادند تا نوبت رسيد به خانهء بسيار كوچكى كه از پيرزنى در جوار ايوان بود خواستند اين خانه را نيز خريدارى نمايند . پيرزن از فروش آن ابا و امتناع نمود و گفت من همسايگى پادشاه را به عالم
هامش
( 3 ) - شبر واحد طول و به معنى يك وجب است .