تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
حاصلش غلات باشد و علفزارهاى نيكو و شكارگاهها دارد .

البان [ مع - مر ] :

بر وزن رمضان شهرى است ميانهء غزنين و كابل و تا غزنين دو روز راه است . سكنهء آن مسلمان نيستند ولى از سلطان تمكين دارند و از طايفهء منسوب به نافع بن ازرق‌اند كه مهلب ايشان را منهزم كرد . بعضى مردم متمول با كمال و تجار بامكنت دارد كه با سلاطين هند و سند مخالطه دارند . هريك از رؤساى ايشان دو اسم دارند : يكى عربى و يكى هندى .

اللان [ مع - مر ] « 11 » :

به فتح الف نام بلاد وسيعى است پشت‌سر يكديگر در حوالى دربند . جمعيت زيادى دارد . واقع در كوههاى كبك ( قفق ) ( قفقاز ) . شهر بزرگ مشهورى ندارد . بيشتر مردم اين بلاد نصرانى و قليلى مسلمان دارد . حكمران ايشان يك نفر نيست هر طايفه رئيسى على حده دارند . قسى القلب و كم‌تربيت مىباشند . پسر قاضى تفليس براى من حكايت كرده گفت يكى از رؤساى اين طوايف وقتى عليل شد . از شخصى كه نزد او بود پرسيد كه اين مرض چيست ؟ گفت ناخوشى سپرز « 12 » است و علت آن رياح غليظه است كه سپرز را ورم مىدهد . گفت من بايد اين عضو را ببينم كه چگونه شده است و كاردى برگرفته پهلوى خود را دريده سپرز خود را بيرون آورده پس از ديدن بريد و دور انداخت و خواست موضعى [ را ] كه دريده بود بخيه نمايد ولى بىفاصله درگذشت . على بن الحسين المسعودى گويد : « از ولايت سرير كه گذشتى مملكت الآن است و پادشاه آن را « كركنداج » مىگويند چنان‌كه سلاطين سرير را « فيلان شاه » مىنامند . دار الملك اللان را معض مىنامند و اين لفظ به معنى ديانت است . سلطان در خارج دار الملك قصرها و تفرجگاهها دارد و
هامش
( 11 ) - اللان همان است كه به صورت اران در كتب جغرافيائى آمده است . براى تحقيق بيشتر دربارهء محل و موقع اين ناحيه رجوع شود به كتاب « آذربايجان واران » از عنايت الله رضا ( انتشارات ايران‌زمين ، تهران ، 1360 ش ) . ( 12 ) - سپرز به فتح اول و ضم دوم ، طحال را گويند كه گاه به علت بيمارى ورم مىكند و حجمش زياد مىشود ( اع ) .