متعلقه به دولت و سلطنت خود غفلت كرده بود و بس و مخصوصا خواهند اذعان بر عظمت صنعت اين حجاريها نمود .
بارى از اين حجاريها دو قصد استنباط مىشود : يكى اظهار قدرت كه آن از مجسمهء حيوانهاى عظيم الجثه مستنبط است و يكى ظرافت و جلال و شوكت و شكوه سلطنت سلاطين كه از مواضعى كه صورت پادشاه و ملازمانش در آن مرتسم است مستفاد است . در مجسمهء حيوانات نهايت عظمت و در صور اشخاص نهايت ظرافت و سليقه منظور شده است . اگرچه به سبب بعضى بىتناسبيها و كمحركتيها كه اشكال را جاندار نمىنمايد نمىتوان گفت كه اين صنعت در آن عصر درجهء كمال داشته ولى تا همين پايه كه هست زايد الوصف مستحسن و مايهء هزارگونه تحسين است . خاصه اينكه حجار در نمودن حالت طبيعى بعضى سادگيها و نكات جزئيه به كار برده كه خالى از تازگى و راستى نيست بلكه خيلى مطبوع است . در اين مجالس ، دقايق مذهبى را نموده و صلابت و امتياز پادشاه را به ملازمانش رسانيده و اقتضاى اين دو حالت وقر و خوددارى است و مشهود نموده كه اين ملت هميشه وقر و سنگينى را شعار خود نمودهاند . اين حجاريها را از دقت و پاكيزهكارى كه حجار در آن منظور كرده مىتوان از حجاريهاى ممتاز قديم خواند و از جزئى عيوبى كه ذكر شد گذشته مىتوان گفت بناهاى تختجمشيد بهترين و عجيبترين ابنيهء قديمهء صفحهء آسياست .
زيرا كه هيچ آثارى كه دليل بر خلاف تمدن و بىتربيتى باشد در آنها ديده نمىشود . بلكه جميع آن آثار برهانى واضح است بر يك عهد تربيتى كه صنايع در آن عهد ترقى و رواج كلى داشته است . از همه بالاتر اينكه براى تعجب ناظرين حجار مثل هنديها و مصريها درپى وضعها و تركيبات مهيبه نرفته و عجز حجاريهاى مصرى و هندى را نداشته . الحق مىتوان گفت همهء صنعت و محسنات تختجمشيد حاصل زحمت حجار است .
مؤلف گويد شرح مسطور را از سفرنامههاى سياحان بصير دقيق فرنگ كه به تختجمشيد آمده و از روى علم و دانائى جزء به جزء آن را به رأى العين ديده و در آن تدبر تمام نموده ترجمه كرده نگاشتم تا مطالعهكنندگان بهرهء كافى از آن بردارند و كسانى كه تختجمشيد را به رأى العين نديدهاند بعد از مطالعهء اين شرح چنان باشد كه خود به دقت رفته جزء به جزء را از روى بصيرت و به چشم عبرت ديده باشند . و براى مزيد اعتبار بعضى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٥٦