وضع خارجى آن مثل مقبرهء اولى است . ولى در داخل جاى شش قبر است . در پاى ديوارى كه سعهء مسطح تختجمشيد تكيه بر آن دارد در سمت جنوب قطعات ستون زياد است . نيز يك نهر با يك چاه و يك حوض ديده مىشود كه حالا خشكيده است . در يك درهاى كه از جهت شمال مشرق دور قطعهء مسطح تختجمشيد مىگردد يك درى مثل درهائى كه ذكر شد ديده مىشود كه مجرد و به ساير عمارات بىربط است . نقش جرز هايش را نمىتوان تشخيص داد . در حوالى خرابهها در هر سمت در كوه آثار كارها و زحمات بزرگ پيداست كه اين زحمات را براى جمعآورى مصالح عمارات كشيدهاند . از ستونها و سرستونهائى كه به دست آمده معلوم است كه سنگها را از همانجا مىكندهاند و براى هر مصرفى كه مىخواستهاند قريب به اتمام حجارى كرده و به محلى كه مىخواستهاند نصب مىنمودهاند و بعد از نصب نمودن تمام مىكردهاند .
چند كلمه نيز از وضع بنائى اين عمارت بايد گفت كه متمم شرح نقشها و حجاريهاى مسطور باشد . همهء عمارات را به يك طرح ساختهاند و تمام جرزها از قطعات سنگهاى سخت عظيم بوده . اما قطعات متوسط كه روى سكوهاى محكم بوده گويا از كمقوتى مصالحى كه در آنها به كار رفته نابود شدهاند و الا فقدان آنها راهى ندارد . از آن طرف استحكام جرزهاست كه هنوز حجارى آنها باقى و اسباب حيرت و عبرت ناظرين است . صنايع بنائى و حجارى در اين بناها مخلوط است و طورى نكات اين دو صنعت را باهم به كار بردهاند كه اگر بخواهى آن را از هم منفصل و جدا نمائى هردو ضايع مىشوند و فى الواقع در اين ابنيه ، معمارى اسباب جلوهء حجارى و حجارى مايهء زينت معمارى شده و اين حجار ، صنعتى در اين عمارات كرده كه تا قرنها باقى خواهد بود و سياحان عالم به آنجا خواهند آمد و تماشا خواهند كرد و ياد از سلاطين بزرگوار ايران كه در آن عصر بودهاند خواهند نمود و جانهاى پاكشان را به ذكر خير مروح و مسرور خواهند داشت . و نيز خواهند دانست كه ملت ايران چهقدر تفوق بر ساير ملل داشتهاند و اينكه مقهور اسكندر شدند سبب علت آن اول مساعدت ننمودن بخت بوده است ، ثانى عدم كفايت رجال و حكام ايالات دارا در كارهاى دولتى و بىحالى و اشتغال به كارهائى كه تكليف شخص پادشاه نبوده و دارا به آنها مواظب بوده و به اين واسطه از امور
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٥٥