به دست آورده غنيمت شمرده اين دو عمارت را سير كردم .
از بناهاى عجيبى كه در اصفهان ديدم در محلهء دردشت ميدانى است در وسط ميدان منارى بنا شده است موسوم به منار شاخ . دور منار بيست قدم ارتفاع شصت قدم از پائين تا بالاى منار كلهء آهو و شكارهاى كوهى در ميان گچ و آهك نصب شده است . معروف است كه شاه اسماعيل يا شاه طهماسب در يكى از شكارهاى جرگه كه در هزار دره نزديك اصفهان واقع شده بود و شكارچيان از بيست فرسخ راه شكار رانده و به آنجا آورده بودند آنقدر از آن شكارها صيد شده بود . كه پادشاه حكم كرد كله منارى از سر شكارها بسازند . معمارى كه مأمور به اين كار شد در ظرف هشت ساعت اين منار را ساخت . بعد از اتمام كار به حضور پادشاه آمده به جهت حسن خدمت اظهار داشت كه در كلهء اين منار سر حيوان بزرگى بايد نصب شود . پادشاه در آنوقت مست و بدحال بود .
گفت از تو حيوانتر كسى نيست كه در اين موقع چنين حرفى مىزنى و حكم كرد سرش را بريدند و در بالاى منار نصب كردند .
از چيزهائى كه در اصفهان تماشائى است قلعهء طبرك است كه در طرف شمال اصفهان واقع است . مسافرين قديم در معنى اين اسم اختلاف كردهاند . بعضى را عقيده اين است كه مقصود از قلعهء طبرك ، قلعهء برگ است كه به زبان فارسى به معنى سلاح است . چون در زمان سياحت مسافرين ، جبهخانه بوده است از اين جهت نسبت اين قلعه را به برگ دادهاند . ليكن اين قول عليل است به جهت اينكه در كتب جغرافى قديم فارسى و عربى همهجا طبرك يا تبرك نوشته شده .
خلاصه در عهد شاه سليمان صفوى كه شاردن به اصفهان رفته بود اين قلعه را به رأى العين مشاهده نموده به اين تفصيل مىنگارد :
وضع قلعه مربع الشكل است سطحش هزار ذرع است « 1 » . ديوار اين قلعه چينه است كنگرههايش را با گچ سفيد كردهاند ديوارش زياد مرتفع است اطرافش بروج است دور ديوارش خندق است و عرض خندق سى قدم . از بناهاى قلعه چنين معلوم مىشود كه خيلى كهنه است . زيرا كه مشابهتى به ابنيهء جديدهء اصفهان ندارد شباهتش به محبس زيادتر است
هامش
( 1 ) - شاردن : « اين قلعه به شكل مربع نامنظمى است كه قطر آن هزارپا و از گل ساخته شده است » ( سفرنامه ، قسمت اصفهان ، ص 99 ) .