و سرجى و طرغش و خربزهء آن تمام شيرين است و اين ميوهها را از بسيارى شيرينى شكمى بىآب نتوان خورد و كثرت خوردن آن مضر نيست و ميوههاى آنجا را تا هند و روم مىبرند . و علفخوارهاى نيكو دارد و هر چارپائى كه در آنجا فربه شود دوچندان توانائى داشته باشد كه جاى ديگر فربه شود . در آن ولايت مرغزارهاى بزرگ دارد كه برترين آنها مرغزار موسوم به بلاشان است و شكارگاههاى فراوان دارد و همه شكارى در او باشد . و در اين شهر مدارس و خانقاه و ابواب خير بسيار است از جمله مدرسهاى كه خوابگاه سلطان سلجوقى است به محلهء جلبارى ( گلبارى ) .
سنگى « 9 » به وزن كما بيش ده هزار من كه مهتر بتان بوده است در غزو هند به دست سلطان افتاده و از سلطان آن را برابر مرواريد باز مىخريدند نفروخت و بياورد و ناموس دين را در آستان آن مدرسه به رو در افكند .
مردمش سفيدچهره و مردانه مىباشند و اكثرش شافعىمذهب و در عبادت درجهاى عالى دارند . اما بيشتر اوقات با هم در محاربه مىباشند . و رسم دوهوائى از آنجا برنيفتد و همهء خوشيهاى آن شهر را در هنگام اظهار دوهوائى با ناخوشى آن فتنه مقابل نمىتوان كرد و بدين سبب گفتهاند :
اصفهان شهركى است پرنعمت * جز جوانى در او نمىبايد
همهچيزش نكوست الا آنك * اصفهانى در او نمىبايد
و كمال الدين اسماعيل گفته :
تا « دردشت » هست و « جوباره » * نيست از كوشش و كشش چاره
اى خداوند هفت سياره * پادشاهى فرست خونخواره
تا « دردشت » « 10 » را چو دشت كند * جوى خون راند اوز « جوباره »
عدد هردوشان بيفزايد * هريكى را كند به صد پاره
هامش
سرجى تصحيف « سربى » باشد و آن نوعى است از گلابى كه فقط در ناحيهء سده اصفهان به دست مىآيد و بسيار ظريف و نازك است و از گلابى كوچكتر .
( 9 ) - بتى سنگين به وزن كما بيش ده هزار من كه مهتر بتان هند بوده . . . ( نزهة القلوب ، ص 53 ) .
( 10 ) - متن : « در و دشت » كه غلط است و صحيح « دردشت » است به معناى دروازهاى كه بهطرف دشت باز مىشود . در دشت محلهاى بوده از اصفهان همچنانكه جوباره . اين محلات بيشتر اختصاص به يهوديان داشته .