شاه روزبهروز رو به اضمحلال نهادند . شعبهء دويم كه موسوم به عضدانلو « 92 » و در مرو سكنى داشتند به واسطهء خرابى مرو متفرق شدند .
رئيس سلسلهء سيم كه انجب از طوايف ديگر بود همت به سلطنت گماشت .
برخى از اين طايفه به « يخارىباش » مشهور و بعضى به « اشاقهباش » معروف گشتند و در تسميه به اين دو اسم دو روايت است : محققين فرنگى و ايرانى گويند اين ايل جليل همان اوقاتى كه در ايروان سكنى داشتهاند آنهائى كه سمت بالاى رودخانه بودند يخارىباش و آنها كه در پائين رودخانه ساكن ، اشاقهباش نام يافتند .
در روضة الصفاى ناصرى كه از مصنفات مرحوم امير الشعراء رضا قلى خان متخلص به هدايت است مسطور است كه در سنهء يك هزار و بيست هجرى كه شاه عباس به مازندران و استراباد سفر كرد قلعهء مباركآباد را در گرگان در جلو تركمان بنا كرد و اين ايل جليل را در آنجا مقام داد .
قلعهء مزبوره چندان گنجايش نداشت و كوچك بود . ايل نبيل از قلعه خارج شده در دو سمت قلعه منزل نمودند . آنهائى كه در طرف بالاى قلعه بودند به يخارىباش مشهور و آنهائى كه در طرف پايين بودند به اشاقهباش معروف گشتند .
بالجمله بعد از شهادت نواب فتحعلى خان طاب ثراه نادر شاه ، به جهت كينهاى كه با اين ايل جليل داشت پست پايهترين مخلوقى را حاكم استراباد ساخت و او زمان بيك پسر محمد حسين خان بود كه به حكم رضا قلى ميرزا پسر نادر شاه ، شاه طهماسب را شهيد نموده بود و غرض نادر از اين حكومت صدمه رسانيدن به اولاد سلطان شهيد بود و در سنوح اين حوادث ، خان جليل الشأن محمد حسن خان پسر سلطان فتحعلى خان توقف خود را در استراباد مصلحت نديده به دشت تركمان نهضتفرما گرديد و در آنجا قشونى از دولتخواهان حقيقى جمع فرموده اغلب ولايات ايران را بعد از فوت نادر شاه مسخر فرمود و اينكه حاجى لطفعلى بيك بيگدلى متخلص به آذر در تذكرهء موسومه به « آتشكده » در آخر كار نادر و شورش ولايات نوشته : « قاجاريهء استراباد نيز بناى سركشى گذاردند » اشاره به مقدمهء اين مطلب است . بالجمله وقتى كه احمد خان ابدالى به خيال تسخير مازندران و بعضى بلاد كه به شرف تبعيت خان والاشان مشرف شده
هامش
( 92 ) - اين كلمه به صورت « عز الدين لو » نيز در كتب آمده .