تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
ما را بر شما دست رسد . چون دستبرد جانبين در محاربت و شجاعت مشاهده افتد ، آنگاه صلح و جنگ ما پيدا آيد . چون پيغام و رسالت راى هر چند به محمّد قاسم رسيد ، اكابر و اعيان و امراء و سپهداران و مبارزان و شجاعان و سرهنگان را استدعا فرمود و گفت : تا اين غايت رايان هند را بفضل الهى و مدد آسمانى مقهور و مخذول گردانيده شد و فتح ( ص 201 ) و ظفر يار و قرين لشكر اسلام بوده است « 1 » ، و امروز چون مقابل اين لعين متكبر كه بحشم و فيل مفتون گشته است آمديم ، بحول و قوت الهى مىبايد كه كوشش كنيد كه او را نهب « 2 » كنيم [ و ] مظفر و منصور شويم . همگنان در استعداد حرب راى هرچندر مهيّا شدند و بيعت كردند و بران محاربت و مجادلت تحريص نمودند .

رسيدن پروانه دار الخلافت به محمّد قاسم

روز ديگر چون شاه انجم از وراى حجاب شب رو بعالم ظهور آورد ، جمازهء با پروانهء دار الخلافت رسيد . محمّد بن على و ابو الحسن مدائنى « 3 » چنان روايت كردند كه بوقت كشتن راى داهر دو دختر او دوشيزه از حرم راى داهر گرفتار آمده بودند . محمد قاسم بدست خادمان حبشى به حضرت دار الخلافة به بغداد « 4 » ! فرستاده بود . خليفه وقت ايشان را بحرمسراى سپرد تا تيمار دارند كه روزى چند برآسايند تا شايستهء شبستان شوند . بعد از مدّتى ذكر ايشان بر خاطر عاطر « 5 » خليفه ياد آمد . بفرمود تا هر دو را بشب حاضر آوردند . وليد بن عبد الملك ترجمان را پرسيد كه حال ايشان تعين كند « 6 » كه مهتر از ايشان كدام است تا او را نگاه داشته آيد و بوقت ديگر آن خواهر ديگرش را باز طلبيده شود . خادم ترجمان اوّل نام ايشان پرسيد . مهتر گفت
هامش
( 1 ) س : گشت ( 2 ) ب پ س ك م : نهيب ( 3 ) ب ح س ك م : همدانى ( 4 ) ب س ك م : بحضرة بغداد ( 5 ) ب ندارد : عاطر ( 6 ) ب : كن
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 243 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي