تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
كند « 1 » بر سنگ محك عقل و مشير خاطر موازنه كند « 1 » . چون صحيح و بى شبه گردد حكم بر جادهء معدلت فرمايد « 2 » ، تا مأخوذ غضب يزدانى و مذموم نطق انسانى نگردد . شما را فرمان نافذ است ، فامّا خاطر مبارك « 3 » از حكمت و تمييز خالى است . محمّد قاسم « 3 » از طريق عصمت ما را بمحلّ برادر و فرزند بود و دست تصرف او بما بندگان نرسيده . فامّا بجهة انتقام آنچه پادشاه (
f 125 a
) هند و سند را هلاك كرد ، و مملكت آباء و اجداد ما خراب و ضايع گردانيد « 4 » ، و ما بندگان را از پادشاهى « 5 » به بندگى رسانيد « 6 » ، جزاء بسزاء در هلاكت و اندفاع او خلافى در خدمت خليفه باز نموديم و غرض ما بحصول پيوست ، و بواسطه اين تمويه و تخليط چنين انتقامى ما را ميسّر شد و خليفه حكمى مبرم فرمود . اگر خليفه را بواسطه پردهء شهرت عقل محجوب نگشتى و تفحّص واجب ديدى ، بدين ندامت و ملامت ملوّث نگشتى . و اگر محمّد قاسم را حكمت و عقل يارى دادى پيشتر آمدى تا بقرب يكروز راه ، آنگاه خود را در چرم خام گرفتى ، و چون بتفحّص رسيدى ( ص 204 ) مخلص گشتى و هلاك نه شدى . خليفه متاسّف شد و از غايت افسوس پشت دست بخائيد « 7 » .

مقالت چنگى ( ! ) ديگر بار

مخدّره چنگى ( ! ) ديگر بار زبان بگشاد و در خليفه نگريست . دانست كه خشم او استعلا « 8 » پذيرفت . گفت كه پادشاه را « 9 » سهوى عظيم « 10 » افتاد كه بجهة دو نفر كنيزك كسى را كه چون ما صد هزار مخدّره را اسير كرد
هامش
( 1 ) در جميع نسخ : كنند ( 2 ) در جميع نسخ : فرمايند ( 3 - 3 ) اين جمله در نسخ پ ك موجود نيست ؛ و نسخه ب در ازاى آن دارد : فاما خاطر مبارك شما نرسيد كه باز تفحص كند و از طريق الخ ( 4 ) ب س ك م : خراب كرد ( 5 ) ب : رائى ( 6 ) ب س ك م : و ما بندگان از پادشاهى به بندگى رسيديم ( 7 ) س : خائيدن گرفت ( 8 ) ب : استيلا ( 9 ) ب س ك م : از پادشاه ( 10 ) ب س ك م : بزرگ