تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و حصنهاى حصين با مردان جنگى و رعيت و ولايت مضبوط . راى صواب آنست كه در حصار برهمناباد رويم ، و آن حصار ميراث آباء و اجداد راى « 1 » است ، و جاى مسكن داهر است ، و خزينه و دفينه موجود ، و سكّان آن موضع موافق و هوا خواه خاندان راى « 1 » چچ‌اند ، و همگنان در محاربت و منازعت خصم با تو يار باشند . علافى را پرسيد كه تو درين مصلحت چه مىبينى ؟ گفت : راى صواب من [ نيز ] همانست « 2 » . راى جيسيه بران متفق شد و با جمله اتباع و متعلقان و معتمدان « 3 » [ به ] برهمناباد نقل كرد ، و بائى « 4 » زن داهر « 5 » با ملوك ديگر بمحاربت بايستاد بحصار راؤر ، و عرض كرد « 6 » . پانزده هزار مرد جنگى در شمار در « 7 » آمد « 5 » . همگنان باتفاق مرگ « 8 » بايستادند . چون بامداد خبر مقتل داهر بشنيدند كه در ميان آب مهران بجوى ددهاواه كشته شد ، راؤتان (
f 98 b
) كه با رانى بائى « 4 » بيعت داشتند حصارى شدند . محمّد قاسم چون اين خبر استماع كرد ، روى بحصار راؤر آورد ، تا به زير حصار آمدند . از بالاى حصن و بروج طبل و بوق فرود كوفتند . و سنگ « 9 » منجنيق و عراده و تير و شل پرّان كردند .

گرفتن حصار راؤر « 10 » و بائى « 4 » خواهر داهر خود را سوختن « 11 »

پس محمّد قاسم لشكر تعبيه كرد ، و نقبا را « 12 » بر بروج حصار بنقب زدن نصب كرد ، و لشكر را دو فوج گردانيد : يك « 13 » فوج بروز بمنجنيق « 14 » و تير و نيزه جنگ مىكردند . و فوج ديگر بشبنگاه « 15 » بنفط و فرداخ « 16 » ، و سنگ مىزدند تا برجهاى حصار فرود آمد « 17 » . زنان را خواهر داهر بائى « 4 » جمع كرد
هامش
( 1 ) پ س ك م : شاه ( 2 ) در جميع نسخ : راى صواب من آنست كه ( 3 ) ب پ س ك : متصلان ( 4 ) پ ك : مائى ؛ م : مائين ( 5 - 5 ) اين جمله در نسخه س موجود نيست ( 6 ) م : عرض ياد كرد ( 7 ) ب ك ندارد : در ( 8 ) س : متفق بمرگ ( 9 ) م افزايد : و ( 10 ) ب : داور ( 11 ) س : سوختن خود را ( 12 ) ك : نقيبان ( 13 ) ك : يكى ( 14 ) ب پ س ك : به زور منجنيق ( 15 ) ب : شبانگاه ؛ م : بشب گاه ( 16 ) م : فرداج ( 17 ) م : آمدند