تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
گرفتار شده‌ايم ، اسير گشته . داهر گفت : هنوز من زنده‌ام « 1 » ، شما را كه گرفت « 2 » ؟ پس داهر « 3 » پيل بر لشكر اسلام راند . محمّد قاسم نفط اندازان را فرمود كه الحال « 4 » اين وقت شماست . يكى نفط انداز قادر دست بود ، به حكم تير نفط (
f 92 b
) بر عمارى فيل ( ص 151 ) راى داهر زد . عمارى آتش گرفت .

بازگشتن راى داهر « 5 »

پس داهر فيلبان را فرمود كه فيل بازگردان كه « 6 » تشنه شده است و آتش در عمارى افتاده بود ، و فيلبان را فيل تمكين نكرد و خود را در آب زد . هر چند كه فيلبان جد و جهد كرد امكان نداشت ، و باز نگشت ، و پيلبان و داهر را در غرقاب « 7 » برد . كافران بعضى با او در آب آمدند و بعضى بر كرانهء آب « 7 » ايستادند ، تا سواران عرب برسيدند « 8 » . كافران هزيمت شدند . فيل آب بخورد و خواست كه باز گردد و بحصار در رود . تير اندازان مسلمانان تير بگشادند ، و تير « 9 » چون باران از هوا فرود مىآمد . يكى عربى « 10 » كه تير صواب انداختى ، تير از شست « 11 » بگشاد و بر دل داهر زد ، كه بر وى « 12 » نگون بر پشت فيل در عمارى بيفتاد . فيل از آب برآمد و حمله كرد « 13 » . كافران كه باقى مانده بودند در زير پاى ميماليد . همگنان تفرقه شدند ؛ و داهر از فيل فرود آمد و با عربى مقابل شد . شجاع عربى تيغ بر فرق او زده « 14 » ، سر او تا به گردن دو نيم كرد . و لشكر اسلام با كافران
هامش
( 1 ) پ : ما زنده‌ايم ( 2 ) م : بشما كه بگرفت ( 3 ) ب س ك م ندارد : داهر ( 4 ) پ : كه راى اهل ( 5 ) تمام اين فصل تا « قد غدون بواكر » در نسخه س موجود نيست ( 6 ) ب : و فيل ؛ م : فيل ( 7 - 7 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست ( 8 ) پ : تا سوارى رسيد ( 9 ) پ ندارد : و تير ( 10 ) پ : يكى عرب ( 11 ) ب س ك م ندارد : از شست ( 12 ) ب س ك م : و در روى ( 13 ) م : كردند ( 14 ) پ ك : زد و ؛ م : زد
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 182 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي